منو

کتابخوار

قدم به قدم با من، با برگ به برگ کتاب هایی که میخوانم و سکانس به سکانس فیلم هایی که میبینم

منو موضوعات ( برای دیدن موضوعات کلیک کنید )
خارجی [ ۱۵۷ ] ایرانی [ ۵۴ ] رمان [ ۱۴۶ ] عاشقانه [ ۳۱ ] داستان کوتاه [ ۱۷ ] بیوگرافی [ ۱۴ ] نمایشنامه [ ۱۳ ] تاریخی [ ۵ ] سیاسی [ ۱۷ ] فلسفی [ ۷ ] معمایی و کاراگاهی [ ۷ ] مستند [ ۶ ] جامعه شناسی [ ۵ ] عقیدتی و عرفانی [ ۴ ] روانشناسی و خودیاری [ ۶ ] زنان و فمینیسم [ ۵ ] طنز [ ۹ ] نامه نگاری [ ۴ ] فیلم [ ۶۲ ] سایر [ ۱ ]

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «صادق زیباکلام» ثبت شده است

از دموکراسی تا مردمسالاری دینی (نظری بر اندیشه سیاسی دکتر علی شریعتی)

از دموکراسی تا مردمسالاری دینی (نظری بر اندیشه سیاسی دکتر علی شریعتی)
از دموکراسی تا مردمسالاری دینی (نظری بر اندیشه سیاسی دکتر علی شریعتی)

"از دموکراسی تا مردمسالاری دینی" اثر دکتر صادق زیباکلام.

کتاب شرح و البته نقد اندیشه و دیدگاه دکتر علی شریعتی هستش که همیشه به عنوان یکی از روشنفکران سرشناس زمان خودش ازش نام برده میشه.

کتاب از سه بخش تشکیل شده. در بخش اول کتاب، تعریف و توضیح مختصر ولی جامعی از دموکراسی داده شده. دموکراسی هم از اون مفاهیمیه که هر کسی طبق تصورات شخصی خودش معناش کرده و بنابرهمون تعریف شخصی ازش دفاع میکنه و یا ردش میکنه. توی کتاب اصول اساسی دموکراسی که در انواع مختلف دموکراسی ثابت و یکسانه شرح داده شده. اینکه دموکراسی چیه و یه حکومت دموکرات چه ویژگی هایی داره. اینکه به طور کلی علت مخالفت عده ای با دموکراسی چیه. بعضی فکر میکنن مردم صلاحیت انجام بهترین انتخاب برای حکومت و زندگی خودشون رو ندارن، بعضی با دموکراسی مخالفن چون معتقدن ممکنه رای و نظر مردم بر خلاف مبانی دین باشه، پس نمیشه دموکراسی رو پذیرفت و ...

در قسمت دوم کتاب اندیشه ی سیاسی دکتر شریعتی نقد میشه. نقد شخصیتی که توی جامعه به عنوان یکی از روشنفکران سرشناس ازش نام برده میشه و اخیرا شاهدیم که خیلی از مواقع بدون خوندن حتی یه دونه از آثارش ازش بت میسازن، کار ساده ای نیست. چون مسلما نویسنده رو با جبهه گیری های متفاوتی از طرف مخاطب رو به رو میکنه. اما زیباکلام توی این کتاب صراحتا نشون میده که شریعتی اصلا اعتقادی به حکومت مبتنی بر دموکراسی و رای و انتخاب مردم نداشته و معتقد بوده عامه ی مردم صلاحیت انتخاب رو ندارن که انتخاب سردمداران حکومت به رای و نظر اون ها واگذار بشه و لازمه که یک شخص و فرد خاصی باشه که مردم رو هدایت کنه نه اینکه مردم فردی رو برای خدمتگذاری به خودشون انتخاب کنن. البته زیباکلام این رو هم توضیح میده که در جامعه و مقطع زمانی ای که شریعتی در اون زندگی میکرده، مفاهیمی مثل آزادی بیان و دموکراسی و ... خیلی مطرح نبودن به این دلیل که جامعه ی اون روز، درگیر انقلاب و تفکرات انقلابی بوده. و اینکه حداقل خدمتی که شریعتی به جامعه کرده، ارائه ی اسلام به جامعه ی جوان و روشن فکر بوده. اما قاعدتا نمیشه نظریه های سیاسی شریعتی رو چندان روشنفکرانه دونست.

در بخش سوم کتاب، بطور کلی به وضعیت روشن فکران جامعه در دهه های بعد از مشروطه می پردازه. اینکه اصولا در ایران هرگز چیزی نقد و بررسی نمیشه. یا کورکورانه پذیرفته میشه و یا متعصبانه رد میشه. روشن فکرانی مثل حسن تقی زاده کاملا غرب گرا میشن و در مقابل، روشنفکرانی مثل جلال آل احمد کاملا غرب ستیز. و بزرگترین ایراد وارده اینه که هرگز نظریه های مختلف تجزیه و تحلیل نمیشن تا مزایا و معایبشون مشخص بشه. در این بخش به ریشه ی جریان غرب ستیزی در ایران هم کامل پرداخته میشه و اینکه اتفاقا شریعتی هم جز روشنفکران کاملا غرب ستیز بوده! اما به طور کلی جایگاه خاص شریعتی در جامعه ی ما به خاطر تحول و نگاه جدیدش به مفهوم "مسلمان بودن" و "شیعه بودن"ه. و نه غرب ستیز بودنش. چون روشن فکران دیگه ای هم در اون زمان و با تفکرات غرب ستیزانه بودن که هرگز نتونستن جایگاه شریعتی رو پیدا کنن.

  • شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۶
  • ۲

هاشمی بدون روتوش

هاشمی بدون روتوش
هاشمی بدون روتوش


هاشمی بدون روتوش اثر صادق زیباکلام

گفتگوهای صادق زیباکلام با هاشمی رفسنجانی در طول پنج سال.


پ ن: واقعا از شنیدن این خبر شوکه شدم. روحشون شاد.

پ ن 2:توضیح کامل تر درمورد کتاب رو بزودی میذارم.

  • يكشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵
  • ۰

ما چگونه ما شدیم

ما چگونه ما شدیم
ما چگونه ما شدیم




ما چگونه ما شدیم اثر دکتر صادق زیباکلام.

همه ی ما با خوندن تاریخ میدونیم که ایران قرن ها پیش، امپراطوری وسیعی بوده که در علم و صنعت و کشاورزی و ... پیشتاز بوده. اما طی قرن ها، وارد وضعیتی شده که جلال و جبروتشو از دست داده و به یه کشور عقب افتاده و جهان سومی تبدیل شده. بعضی ها دلیلش رو حمله ی اعراب میدونن، بعضی ها هم دلیلش رو استعمار غرب و انگلیس میدونن. درصورتی که باید دید چرا ایران باید به اون حد از ذلت برسه و ضعیف بشه که استعمار غرب بهش غلبه کنه؟ چی شد که ما سال به سال ضعیف تر شدیم و اونا سال به سال توانمندتر؟ آیا استعمار حتی مانع کسب علم ما شد؟! همه ی این مدل جوابایی که داده میشه، جوابای خیلی سطحی ای هستن که صرفا برای رفع تکلیف و حذف صورت مسئله هستن.

توی این کتاب با شواهد کاملا تاریخی، تاریخ چندین قرن ایران رو موشکافی و تحلیل میکنه. از جوانب مختلف کشاورزی، ارتش، توسعه ی علم و ... یه کتاب کاملا تاریخی با تحلیل های جالب که برخلاف منابع دیگه اصلا تلاش نمیکنه تمام تقصیرهارو به گردن یک عامل بندازه.

پ ن 1: این از اون کتاباییه که باید بدون جبهه گیری ذهنی خونده بشه. صادق زیباکلام هر جهت گیری سیاسی ای هم که داشته باشه، باعث نمیشه اثر ارزشمندش زیر سوال بره. این یه کتاب کاملا تاریخیه و اصلا دیدگاه سیاسی نویسنده، توش دخالت داده نشده.

پ ن 2:حتی اگر یه جریان فکری یا عقاید یه آدم رو باور نداریم، بدون جبهه گیری مطالعش کنیم. سعی کنیم موضوعات رو از زوایای مختلف ببینیم. وقتی مدام از یک جهت و زاویه به قضایا نگاه کنیم، راه حرکت به جلو و پیشرفتو میبندیم. نظرات مخالف رو بخونیم و منصفانه بهشون فکر کنیم. فقط فکر کنیم! لزومی نداره که باهاشون هم عقیده بشیم..

پ ن 3: یه نسخه ی پی دی اف از این کتاب توی اینترنت هست. ولی اون ویرایش قدیمیه و باتوجه به تغییرات کتاب، توصیه نمیشه.

  • يكشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۵
  • ۹