منو

کتابخوار

قدم به قدم با من، با برگ به برگ کتاب هایی که میخوانم و سکانس به سکانس فیلم هایی که میبینم

منو موضوعات ( برای دیدن موضوعات کلیک کنید )
خارجی [ ۱۵۷ ] ایرانی [ ۵۴ ] رمان [ ۱۴۶ ] عاشقانه [ ۳۱ ] داستان کوتاه [ ۱۷ ] بیوگرافی [ ۱۴ ] نمایشنامه [ ۱۳ ] تاریخی [ ۵ ] سیاسی [ ۱۷ ] فلسفی [ ۷ ] معمایی و کاراگاهی [ ۷ ] مستند [ ۶ ] جامعه شناسی [ ۵ ] عقیدتی و عرفانی [ ۴ ] روانشناسی و خودیاری [ ۶ ] زنان و فمینیسم [ ۵ ] طنز [ ۹ ] نامه نگاری [ ۴ ] فیلم [ ۶۲ ] سایر [ ۱ ]

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ایتالو کالوینو» ثبت شده است

شوالیه ناموجود

شوالیه ناموجود
شوالیه ناموجود

«شوالیه ناموجود» اثر ایتالو کالوینو. سومین جلد از سه گانه ی نیاکان ما.

داستان شوالیه ای در ارتش پارلمانی فرانسه که وجود خارجی نداره. شوالیه ای که درون یک زره سفید و زیبا قرار گرفته و پرافتخارترین جنگجوی ارتشه ولی وجود نداره! 

و از طرف دیگه، فردی به نام گوردولو که وجود داره اما خودش خبر نداره!

من این کتاب رو به نسبت دو کتاب قبلی همین سه گانه بیشتر دوست داشتم و بنظرم یکنواختی کمتری نسبت به اون دو تا داشت. بطور کلی بنظرم ایتالو کالوینو نویسنده ایه با ایده های به شدت جذاب و خلاقانه که البته این ایده ها همیشه خیلی خوب پرداخته نمیشن.

تا الان چهار تا از معروف ترین اثارش، یعنی این سه گانه و کتاب اگر شبی از شب های زمستان مسافری رو خوندم. و بعید میدونم به این زودی ها دوباره بخوام کتابی ازش بخونم.

  • سه شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۶
  • ۱

بارون درخت نشین

بارون درخت نشین
بارون درخت نشین

"بارون درخت نشین" اثر ایتالو کالوینو. جلد دوم از سه گانه ی نیاکان ما. 

کوزیمو روندو، پسر ارشد بارون روندو، در سن دوازده سالگی و بخاطر قهر و لجبازی با خانواده و رفتار سخت گیرانشون بالای درخت میره و تا پایان عمر، هرگز بر روی زمین قدم نمیذاره. کتاب، شرح زندگی، تلاش ها، افکار و عقاید و تعاملات کوزیمو در طی سال های عمرشه. اینکه چطور چندین سال بر روی درخت ها گذران عمر کرده.

کتاب ایده ی خیلی جالب و خلاقانه ای داره. مثل بقیه ی اثار ایتالو کالوینو نوآوری به وضوح درونش دیده میشه و واقعا زیباست. البته یه قسمت هاییش بنظرم خسته کننده میومد ولی در کل کتاب متفاوت و زیباییه.

  • شنبه ۵ فروردين ۱۳۹۶
  • ۴

ویکنت دو نیم شده

ویکنت دو نیم شده
ویکنت دو نیم شده

ویکنت دو نیم شده اثر ایتالو کالوینو. جلد اول از سه گانه ی نیاکان ما. 

داستان شوالیه ای به نام ویکنت که در اولین نبردش درمقابل ترک ها، در مقابل توپ قرار میگیره و ظاهرا نیمه ی چپ بدنش بطور کامل از بین میره. نیمه ی باقی مونده، سراسر شر، رذالت، بدی و گناهه. و پس از بازگشت به وطنش، هیچ کس از شرّ و ظلم اون در امان نیست ...

کتاب جز اولین آثار ایتالو کالوینو محسوب میشه. بنابراین اون پختگی و قلم خیلی زیبای همیشگی رو نداره. اما داستان جالبیه با این مضمون که نه خیر و خوبی و نه شر و بدی، هیچ کدوم به تنهایی کافی نیست. نجات بشریت در گرو تعادله و نه حتی خیر و خوبی مطلق!

  • پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۵
  • ۰

اگر شبی از شب های زمستان مسافری

اگر شبی از شب های زمستان مسافری
اگر شبی از شب های زمستان مسافری





اگر شبی از شب های زمستان مسافری اثر ایتالوکالوینو.

یه کتاب پست مدرن و سورئال. یه فضای خیلی خیلی خاص و متفاوت و البته خیلی پیچیده. مردی که شروع به خوندن یه کتاب میکنه ولی درست در اوج داستان متوجه میشه کتاب ناقصه. میره تا نسخه ی اصلی رو بگیره، داستان دیگه ای بهش داده میشه. اون هم دقیقا در نقطه ی اوج، نصفه رها میشه. این اتفاق ده بار میفته و شما ده تا داستان نصفه رو میخونید. و البته اتفاقاتی که برای خواننده میفته و ..

سبک کتاب خیلییی خاصه. مدام اتفاقات پیچیده ای میفته که درکش سخته. یه کتاب به معنای واقعی پست مدرن. مختص کساییه که واقعا عاشق کتاب خوندن هستن. نفس کتاب خوندن و نه صرفا فهمیدن پایان داستان. 

اگر جز اون دسته ای هستید که کتابایی با پایان باز دوست ندارید، یا کل داستان رو صرفا بخاطر نتیجش میخونید، سراغ این کتاب نرید. چون به احتمال زیاد بعدش میگید روشن فکرنماها ادای دوست داشتن این کتابارو درمیارن!! اگر واقعا کتابخوار و عشق کتابید، حتما بخونیدش. یه کتاب متفاوت و پیچیده رو که مدام ذهنتونو درگیر میکنه از دست ندید.

پ ن 1: پسندیدن این کتاب تا حد خیلییی زیادی به سلیقتون بستگی داره. بیش از هر کتاب دیگه ای.

پ ن 2:دو سه تا فصل اول ممکنه باعث بشه بیخیالش بشید. اما مطمئن باشید، بعد از دو سه فصل، متوجه روند کار میشید.


شروع کتاب:

تو داری شروع به خواندن داستان جدید ایتالو کالوینو ، شبی از شب های زمستان مسافری ، می کنی . آرام بگیر . حواست را جمع کن . تمام افکار دیگر را از سر دور کن . بگذار دنیایی که تو را احاطه کرده در پس ابر نهان شود . از آن سو مثل همیشه تلویزیون روشن است . پس بهتر است در را ببندی . فورا به همه بگو : نه نمی خواهم تلویزیون تماشا کنم! اگر صدایت را نمی شنوند بلندتر بگو : دارم کتاب می خوانم ، نمی خواهم کسی مزاحم شود . با این سر و صداها شاید حرفهایت را نشنیده باشند ،بلندتر بگو ، فریاد بزن : دارم داستان جدید ایتالو کالوینو را می خوانم ! یا اگر ترجیح می دهی هیچ نگو ،امیدوار باشیم که تو را به حال خود بگذارند . 

  • جمعه ۱۱ تیر ۱۳۹۵
  • ۵