منو
منو موضوعات ( برای دیدن موضوعات کلیک کنید )
خارجی [ ۲۶۰ ] ایرانی [ ۸۸ ] عاشقانه [ ۴۰ ] داستان کوتاه [ ۲۵ ] بیوگرافی [ ۲۱ ] نمایشنامه [ ۳۱ ] تاریخی [ ۱۹ ] سیاسی [ ۲۸ ] فلسفی [ ۱۱ ] Thriller [ ۱۸ ] مستند [ ۱۱ ] جامعه شناسی [ ۶ ] عقیدتی و عرفانی [ ۶ ] روانشناسی و خودیاری [ ۷ ] زنان و فمینیسم [ ۹ ] طنز [ ۱۱ ] نامه نگاری [ ۶ ] فیلم [ ۱۱۷ ] سایر [ ۱۰ ] پادکست [ ۰ ]

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اورهان پاموک» ثبت شده است

نام من سرخ

نام من سرخ
نام من سرخ

«نام من سرخ» اثر اورهان پاموک.

به دستور یکی از پادشاهان عثمانی، بهترین نقاشان ترک موظف میشن تا نقاشی ویژه‌ای رو برای شاه به تصویر بکشن. گفته میشه این نقاشی مخالف با اسلامه چون از اصول نقاشی گذشتگان در اون استفاده نشده و برعکس، مطابق با اسلوب نقاشی غربی، از نقاشی پرتره در اون استفاده شده. به علت مخالفت‌هایی که نسبت به این نقاشی وجود داره، یکی از نقاشان کشته میشه و اتفاقات، روند متفاوتی رو در پیش میگیرن.

توی این کتاب از تاریخ، فرهنگ، نقاشی، دین، عشق و همه چیز صحبت شده. ترکیب جالبیه.

توی این کتاب به قدری از ایران، داستان‌های شاهنامه، نقاشان ایرانی و ... صحبت شده که شاید توی کتاب‌های ایرانی هرگز تا این حد از هنر و نقاشی ایران صحبت نشده باشه. شیوه‌ی روایت کتاب هم بسیار جالبه. هر فصل از کتاب راوی متفاوتی داره. نه فقط شخصیت‌های مختلف کتاب، بلکه سگ، نقاشی، سکه پول و ... هم از راویان داستان هستند. به علت نزدیکی تاریخی و فرهنگی ایران و ترکیه هم، میشه مشابهت‌های فرهنگی فراوانی رو با فضای داستان دید و احساس نزدیکی بیشتری با اون کرد.

دو ترجمه بسیار متفاوت از این کتاب توی بازار هست. یکی ترجمه عین‌اله غریب از نشر چشمه و یکی هم ترجمه تهمینه زاردشت از نشر مروارید. من کتاب رو با ترجمه عین‌اله غریب شروع کردم ولی بعد ترجمه تهمینه زاردشت رو ترجیح دادم و با اون ادامه دادم. ترجمه عین‌اله غریب عامیانه‌تره و از طرف دیگه به گفته خودش اعتقادی به ترجمه کلمه به کلمه نداره و ترجمه آزاد رو ترجیح میده. به همین دلیل هم گفته میشه این ترجمه اشتباهات زیادتری داره.

 

پ ن: امروز نهم آگوست، روز جهانی عاشقان کتابه :)

  • جمعه ۱۸ مرداد ۱۳۹۸
  • ۳

زنی با موهای قرمز

زنی با موهای قرمز
زنی با موهای قرمز

«زنی با موهای قرمز» اثر اورهان پاموک.

داستان پسر نوجوانی به نام جم که پدرش، اون و مادرش رو ترک میکنه و پسر برای کمک خرج زندگی در طول تابستون همراه یه استاد، برای کمک توی کندن چاه آب به یکی از روستاهای اطراف استانبول میره..

محوریت اصلی کتاب افسانه ی یونانی ادیپ و داستان کشته شدن سهراب به دست رستمه و کتاب عملا بازسازی افسانه های کشته شدن پدر به دست پسر و پسر به دست پسر هستش.


هیجان های نسبی کتاب رو دوست داشتم و فضای یه سری از بخش های کتاب، فضای بادبادک باز خالد حسینی رو واسم تداعی میکرد. با اینکه شاید هیچ شباهتی با هم نداشته باشن. درکل بنظرم کتاب نسبتا خوبی بود.

  • جمعه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۶
  • ۳