منو
منو موضوعات ( برای دیدن موضوعات کلیک کنید )
خارجی [ ۲۶۰ ] ایرانی [ ۸۸ ] عاشقانه [ ۴۰ ] داستان کوتاه [ ۲۵ ] بیوگرافی [ ۲۱ ] نمایشنامه [ ۳۱ ] تاریخی [ ۱۹ ] سیاسی [ ۲۸ ] فلسفی [ ۱۱ ] Thriller [ ۱۸ ] مستند [ ۱۱ ] جامعه شناسی [ ۶ ] عقیدتی و عرفانی [ ۶ ] روانشناسی و خودیاری [ ۷ ] زنان و فمینیسم [ ۹ ] طنز [ ۱۱ ] نامه نگاری [ ۶ ] فیلم [ ۱۱۷ ] سایر [ ۱۰ ] پادکست [ ۰ ]

۱۱ مطلب با موضوع «فلسفی» ثبت شده است

ریگ روان

ریگ روان
ریگ روان

«ریگ روان» اثر استیو تولتز.

آلدو بنجامین مردیه که در همه‌ی عمرش مثل آهن‌ربا همه‌ی دردسرها و مشکلات رو به خودش جذب می‌کنه، ایده‌های خلاقانه‌ای برای کسب و کار داره که همه درنهایت به بدهکاری ختم میشن و همسرش هم رهاش کرده. لیام، نزدیکترین دوست الدو، بعد از ناکام موندن در زمینه‌ی نویسندگی، پلیس میشه و در همه حال مشغول سرپوش گذاشتن روی اشتباهات و دردسر‌های آلدو استش. و البته درنهایت تصمیم می‌گیره آلدو رو به عنوان سوژه‌ی کتابش انتخاب کنه.

آلدو، مردی که همه‌ی دردسر‌ها و اتفاقات بد رو به خودش جذب میکنه ولی برخلاف میلش، نمی‌میره! به قول خود نویسنده، این کتاب درباره‌ی ترس از زندگیه!

سبک کتاب کاملا مشابه اثر قبلی نویسنده یعنی «جز از کل» استش. ممکنه به نظر تکراری برسه ولی به نظر من همچنان جذابه. یکی از نقدهایی که به کتاب وارد شده بود مکالمات و مونولوگ‌های طولانی آلدو بود ولی اتفاقا یکی از بخش‌های جذاب کتاب واسه‌ی من، فلسفه‌ها و تفکرات خاص و جالب آلدو بود. در کل بنظرم جذاب و دوست‌داشتنی بود.

  • پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۹۸
  • ۳

سیدارتها

سیدارتها
سیدارتها

«سیدارتها» اثر هرمان هسه.

سیدارتها‌ی برهمن‌زاده بعد از تجربه‌ی سال‌ها «برهمن» بودن، تصمیم می‌گیره به «شمن»‌ها بپیونده و حقیقت دنیا و حقیقت درونی خودش رو از آیین اون‌ها بیاموزه. با «بودا» ملاقات میکنه و حتی سال‌ها بعد به دنیا و لذت‌های اون روی میاره. اما هیچ‌کدوم اونو به حقیقتی که جستجو میکنه نمی‌رسونن.

با خوندن خط به خط این کتاب، ناخوداگاه آدم تک تک اون سوالات رو از خودش می‌پرسه و تلاش میکنه هم‌قدم با سیدارتها، حقیقت درونی خودش و معنایی رو برای زندگی کشف کنه.

این کتاب در عین کوتاه و کم‌حجم بودن، ذره‌ذره خونده‌شدن و عمیقا درک‌شدن رو می‌طلبه.

  • دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸
  • ۱

هر‌ بار که معنی زندگی را فهمیدم عوضش کردند

هر‌ بار که معنی زندگی را فهمیدم عوضش کردند
هر‌ بار که معنی زندگی را فهمیدم عوضش کردند

«هر بار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند» اثر دانیل مارتین کلاین.

نویسنده در دوران جوانی و زمانی که رشته‌ی فلسفه رو برای تحصیل انتخاب میکنه، شروع به جمع‌آوری جملات قصار فلاسفه‌ی مختلف میکنه. پنجاه سال بعد، اون جملات قصار و تحلیلش از هرکدوم رو توی این کتاب ارائه میکنه و تلاش میکنه به کمک ایدئولوژی فلاسفه‌ی مختلف معنا و طریقی برای زندگی پیدا کنه. کتاب با مکتب لذت گرایی اپیکور و آریستیپور شروع میشه، بعد از اون اگزیستانسیالیسم سارتر و کامو و دوبووار و ...

اختیار انسان در زندگی، وجود یا عدم وجود خدا، لزوم یا عدم لزوم پای‌بندی به اصول اخلاقی و مباحث متفاوت دیگه‌ای توی کتاب مطرح میشه.

  • شنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۸
  • ۲

ظرافت جوجه تیغی

ظرافت جوجه تیغی
ظرافت جوجه تیغی

«ظرافت جوجه تیغی» اثر موریل باربری.

زن سرایدار مسنی که برخلاف انتظاری که مردم از سرایدار ها دارن فلسفه میخونه و بسیار اگاه و روشنفکره ولی تلاش میکنه در چشم دیگران معمولی و کند ذهن بنظر برسه. و از طرف دیگه دختر بچه ی بسیار باهوشی که توی همون ساختمون زندگی میکنه، فلسفه میخونه و قصد داره به علت پوچی زندگی، خونه رو اتیش بزنه و خودکشی کنه..

ازون کتابایی که در عین مطرح کردن مفاهیم فلسفی بسیار جذاب و گیراست و از نظر داستانی هم تا لحظه ی اخر خواننده رو با خودش همراه میکنه.. 

  • جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷
  • ۰

هاگاکوره: کتاب سامورایی

هاگاکوره: کتاب سامورایی
هاگاکوره: کتاب سامورایی

«هاگاکوره: کتاب سامورایی» اثر یاماموتو چونه تومو.

این کتاب آیین ها و سنت های سامورایی های اهل ژاپن از زبان یک سامورایی به نام چونه تومو هستش. این موضوعات در قالب متن های کوتاه و مینیمالیسیتی گنجونده شدن و درمورد موضوعات متفاوتی مثل مرگ، وفاداری، اطاعت بی چون و چرا از امیر، شجاعت و بی پروا بودن و ... هستن.

اسم کتاب واسم خیلی خیلی وسوسه انگیز بود و مشتاق بودم که این کتابو بخونم ولی متاسفانه اصلا مطابق تصوراتم نبود و در کل چندان جذاب نبود واسم. 

  • سه شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶
  • ۴

زندان هایی که برای زندگی انتخاب می کنیم

زندان هایی که برای زندگی انتخاب می کنیم
زندان هایی که برای زندگی انتخاب می کنیم

«زندان هایی که برای زندگی انتخاب می کنیم» اثر دوریس لسینگ.

کتاب شامل پنج مقاله در نقد رفتار بشر و حکومت هاست. توضیح اینکه برای قضاوت درمورد رفتارهای بشری باید مدت زمانی از اون وقایع و رخدادها بگذره تا هیجانات مقطعی از بین برن و این امکان به وجود بیاد که به همه چیز از دیدگاه منطقی نگاه بشه. اینکه انسان ها در درون خودشون ذاتا علاقه مند به جنگ، خشونت و بازگشت به دوران بدوی هستند و این ویژگی ها در دوران جنگ نمود پیدا می کنن. در قسمت دیگه ای از کتاب درمورد فرایند شست و شوی مغزی توضیح داده میشه. اینکه این فرایند در دوران جنگ چطوری رخ میداده و در زمان فعلی حکومت ها، دین و ... اصول خودشون رو به چه صورت به مردم تلقین میکنن. 

بطور کلی کتاب باورهای متعصبانه رو مورد مذمت قرار میده و تلاش میکنه به مسائل انسانی از یه زاویه ی متفاوت نگاه کنه.

این از اون کتاباییه که واقعا توصیه میکنم. میتونید یه قسمت هایی از کتاب رو هم از کانال بخونید.

  • دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۶
  • ۵

جستارهایی در باب عشق

جستارهایی در باب عشق
جستارهایی در باب عشق

«جستارهایی در باب عشق» اثر آلن دو باتن.

توی این کتاب لحظه به لحظه ی یه رابطه ی عاطفی از ابتدا تا انتها خیلی دقیق و موشکافانه بررسی میشه. از لحظه ی آشنایی و عاشق شدن تا لحظه ی خیانت و انتهای رابطه. تمام تفکرات و تمایلات درونی فرد درون رابطه رو خیلی دقیق به تصویر می کشه. در عین حال محتوای کتاب در قالب داستانی گنجونده شده. به عبارتی همه ی رخدادهایی که درون یه رابطه به وقوع می پیوندن رو با بررسی یه رابطه ی مشخص بین دو نفر بررسی می کنه.

کتاب خیلی دقیق و موشکافانه ایه و تقریبا همه میتونن باهاش همذات پنداری کنن. ولی درعین قابل درک بودن، روابط عاطفی رو از نگاه فلسفی و روانشناختی بررسی می کنه.


پ ن 1: یه قسمتایی از کتاب رو توی کانال قرار دادم.

پ ن 2: مسلما محتوای کتاب با کتابای بازاری ای با عنوانایی مثل چگونگی جذب مردان و زنان در سه دقیقه :||| متفاوته.

پ ن 3: ترجمه ی کتاب به نظرم ترجمه ی چندان خوبی نبود. گاهی روون نبودن متن، فهمش رو سخت می کرد.

  • چهارشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۶
  • ۰

جز از کل

جز از کل
جز از کل

جز از کل اثر استیو تولتز.


یه رمان فلسفی، به شدت خاص و متفاوت. داستان زندگی سه شخصیت از یک خانواده: جسپر دین، پدرش مارتین دین و عموش تری دین. 

متفاوت بودن کتاب رو میشه از همون جمله های ابتداییش کاملا تشخیص داد.ازونجایی که کتاب با این جملات آغاز میشه:

هیچ وقت نمی‌شنوید ورزشکاری در حادثه‌ای فجیع، حس بویایی‌اش را از دست بدهد.

اگر کائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما انسان‌ها بدهد، که البته این درس هم به هیچ درد زندگی آینده‌مان نخورد، مثل روز روشن است که ورزشکار باید پایش را از دست بدهد، فیلسوف عقلش، نقاش چشمش، آهنگساز گوشش و آشپز زبانش را.

درس من؟ من آزادی‌ام را از دست دادم و اسیر زندانی عجیب شدم.


اون چیزی که کتاب رو خاص و متمایز کرده خیلی به داستان کتاب برنمیگرده. بنظرم علتش بیش از هر چیز، نوع فضای خاص کتاب و تمام جملات پر معنا و مفهومیه که توی کتاب گنجونده شده. حجم کتاب خیلی زیاده ولی هیچ جمله ای از کتاب رو نمی تونید پیدا کنید که فلسفه ی خاصی درون خودش نداشته باشه و منطق و استدلال خاصی پشتش نباشه. دونه به دونه ی جملات و مکالمات کتاب قابلیت تبدیل شدن به جملات قصار رو دارن. کتاب لایه های درونی و عمیق ذهن انسان رو واکاوی میکنه.

کتابیه که به شدت ارزش خوندن داره و تا مدتها فضا و سبک خاصش توی ذهن می مونه. البته ترجیح میدادم قبل از خوندن کتاب تا این اندازه ازش تعریف و تمجید نشنوم چون بنظرم انتظارات آدم رو از کتاب تا حد غیرمعقولی بالا میبره و بعد ممکنه کتاب چندان دلچسب نباشه.


قسمت های زیبایی از کتاب:

عشق بدترین خبرچین است چون به شما القا می کند که ابدی و پابرجاست- تصور پایان زندگی تان راحت تر از تصور پایان عشق است. و از آن جایی که عشق بدون صمیمیت هیچ است و صمیمیت بدون شریک شدن هیچ است، باید تمام رازها را برملا کنید چون بی صداقتی در صمیمیت همه چیز را زیر سوال می برد و به تدریج عشق با ارزش شما را مسموم می کند. 

وقتی تمام می شود- شک نکنید که تمام می شود (حتی کله خر ترین قمارباز هم حاضر نیست روی جاودان بودن عشق شرط ببندد)- ابژه ی عشق از تمام رازهای شما با خبر است. و می تواند ازشان استفاده کند. و اگر رابطه تلخ تمام شود بی رحمانه و خبیثانه از این رازها علیه شما استفاده خواهد کرد.

به علاوه، این احتمال قریب به یقین هم هست که رازهایی که زمان برهنگی روح تان برملا می کنید، خود باعث به پایان رسیدن عشق شوند. افشاگری های از روی صمیمیت شما شعله ای است که فتیله ی دینامیت انفجار بی بازگشت عشق را روشن خواهد کرد.



وقتی بچه هستی برای اینکه پیرو جمع نباشی با این جمله به تو حمله می کنند «اگر همه از بالای پل بپرند پایین، تو هم باید بپری؟» ولی وقتی بزرگ می شوی ناگهان متفاوت بودن با دیگران جرم به حساب می آید و مردم می گویند: «هی. همه دارن از روی پل می پرن پایین، تو چرا نمی پری؟»



ما در زمینی قابل اشتعال زندگی می‌کنیم.

همیشه آتش هست. همیشه خانه‌ها از دست می‌روند و زندگی‌ها گم می‌شوند.

ولی هیچکس چمدانش را نمی‌بندد و به چراگاهی امن‌تر نمی‌رود.

فقط اشک‌شان را پاک می‌کنند و مردگان‌شان را دفن می‌کنند و بچه‌های بیشتر می‌آورند و پایشان را در زمین محکم‌تر می‌کنند.



تو واسه چی این جایی؟ تو این دنیا. فکر می کنی پدر و مادرت به این که چرا باید تو رو به دنیا بیارن فکر کرده ن؟ گوش کنین وقتی مردم یه بچه ی تازه به دنیا میارن چیا میگن: "این بهترین کاریه که تو زندگیم کرده م." "این جادوئه." و حرفایی از این قبیل. اون ها این کارو برای لذت خودشون کرده ن. برای فرو نشاندن نیازهای احساسی شون. تا حالا متوجه شده ین؟ این که شما تجسم امیال آدم های دیگه هستین؟ الان که فهمیدین چه حسی دارین؟



والدین تون از شما چی میخوان؟ می خوان شما درس بخونین. چرا؟ برای این که شما رو مایملک خودشون می دونن! شما و ماشین هاشون، شما و ماشین های ظرف شویی شون، شما و تلویزیون هاشون. شماها متعلق به اون ها هستین. حتی یه نفر از شما چیزی بیشتر از فرصتی برای تحقق آرزوهای برآورده نشده شون نیست! والدین تون شما رو دوست ندارن! نگذارین با گفتن "دوستت دارم" قسر در برن! نفرت انگیزه! دروغه! یه توجیه بی ارزشه برای سوئ استفاده از شما! دوستت دارم یعنی تو به من مدیونی بدبخت! تو نماینده ی معنای زندگی منی چون خودم نتونستم معنایی برای زندگیم پیدا کنم، پس گند نزن! نه، ننه باباتون شما رو دوست ندارن- اون ها به شما احتیاج دارن! خیلی بیشتر از اونی که شما به شون نیاز دارین، مطمئن باشین!



ما تنها موجودی هستیم که به فانی بودن مون آگاهی داریم. این حقیقت به قدری ترسناکه که آدم ها از همون سال های ابتدایی زندگی اون رو توی اعماق ناخودآگاه شون دفن می کنن و همین ما رو به ماشین هایی پرزور تبدیل کرده، کارخانه های گوشتی تولید معنا. معناهایی رو که به وجود میارن تزریق می کنن به پروژه های نامیرا شدن شون- مثل بچه هاشون یا آثار هنری شون یا کسب و کارشون و یا کشورشون- چیزهایی که باور دارن از خودشون بیشتر عمر می کنن. و مشکل این جاست: مردم حس می کنن برای زندگی به این باورها احتیاج دارن ولی به طور ناخودآگاه بابت همین باورها متمایل به نابود کردن خودشون هستن. برای همینه که آدمی خودش رو برای هدفی دینی قربانی می کنه، اون برای خدا نیست که می میره، به خاطر ترس کهن ناخودآگاهه.

پ ن: قسمت های بیشتری از جملات برگزیده ی کتاب رو میتونید توی کانال پیدا کنید :-)

  • شنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۹۶
  • ۵

بیگانه

بیگانه
بیگانه


بیگانه اثر آلبرکامو.

داستان مردی که مدتهاست نسبت به خیلی از مسائل بی تفاوت شده. بهش گفته میشه که مادرش مرده.نه قطره ای اشک میریزه و نه جنازه ی مادرش رو میبینه. فردای اون روز هم با یه نفر رابطه برقرار میکنه. و به همین دلایل بعدها متهم به قتل میشه.

هرگز یه شاهکارو با یه ترجمه ی بد خراب نکنید.انقدری ترجمه ی بدی بود که واقعا نفهمیدم چی خوندم.. توی یه فرصت بهتر،حتما از اول و با یه ترجمه ی خوب میخونمش.

  • چهارشنبه ۸ دی ۱۳۹۵
  • ۶

دنیای سوفی

دنیای سوفی
دنیای سوفی





دنیای سوفی اثر یوستین گردر.

3000 سال تاریخ فلسفه در قالب رمان گفته شده! داستان دختری که نامه های فلسفی ای رو از یک فرد ناشناس دریافت میکنه..

خیلی کتاب خوبی بود. قبل از این کتاب من هیچ پیش زمینه ای از فلسفه نداشتم. همیشه هم تصورم نسبت به فلسفه، یه موضوع سخت و غیرقابل فهم و بی مفهوم بود. اما با خوندن این کتاب واقعا جذبش شدم. بنظرم هر آدمی توی زندگیش لازمه این سوالای اساسی فلسفی رو از خودش بپرسه.


پ ن:تصور کنید تازه کلی پول بابت یه کتاب دادید. بعد با کلی ذوق میرید توی پارک میشینید و شروع به خوندن میکنید. یهو یه پرنده از بالا، کتابتونو مورد عنایت قرار میده!!!

فقط میتونم بگم با خاک یکسان شدم :-\

  • جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵
  • ۱۰