منو
منو موضوعات ( برای دیدن موضوعات کلیک کنید )
خارجی [ ۲۶۰ ] ایرانی [ ۸۸ ] عاشقانه [ ۴۰ ] داستان کوتاه [ ۲۵ ] بیوگرافی [ ۲۱ ] نمایشنامه [ ۳۱ ] تاریخی [ ۱۹ ] سیاسی [ ۲۸ ] فلسفی [ ۱۱ ] Thriller [ ۱۸ ] مستند [ ۱۱ ] جامعه شناسی [ ۶ ] عقیدتی و عرفانی [ ۶ ] روانشناسی و خودیاری [ ۷ ] زنان و فمینیسم [ ۹ ] طنز [ ۱۱ ] نامه نگاری [ ۶ ] فیلم [ ۱۱۷ ] سایر [ ۱۰ ] پادکست [ ۰ ]

۸ مطلب در مرداد ۱۳۹۸ ثبت شده است

فارنهایت ۴۵۱

فارنهایت ۴۵۱
فارنهایت ۴۵۱

«فارنهایت ۴۵۱» اثر ری بردبری.

خیلی اتفاقی این کتابو شروع کردم و انقدر ترجمه‌ش بد بود که همون صفحات اول میخواستم رهاش کنم ولی شگفت‌زده‌ام کرد! فوق‌العاده بود جدا.
نسل آینده‌ی بشریت رو به تصویر میکشه. در گذر زمان، به مرور رغبت آدما به خوندن کتابای حجیم کم میشه. کتابا به مرور تبدیل به خلاصه کتاب، یه ستون توی روزنامه و حتی چند خط توی یه فرهنگ‌نامه میشن تا جایی که داشتنشون جرم محسوب میشه. هدف صرفا خوشحال بودنه و هدف و قله‌ای برای تلاش کردن وجود نداره. اتاقا شیشه‌ای و رنگی میشن و اساس زندگی میشه سرعت و سرگرمی. تلویزیون‌ها زندگی رو محاصره میکنن و هرچیزی که انسان رو وادار به تفکر میکنه از بین میره! برای دور کردن آدما از دغدغه‌های مهم با جزئیات بی‌اهمیت اشباعشون میکنن و درموردشون مسابقه برگزار میکنن.
دنیایی رو به تصویر میکشه که توش کتاب‌ها نایاب‌ترینن. نه به این علت که به خودی خود مهمن. کتاب صرفا یه قالبه. اون اطلاعات مهم میتونه از طریق تلویزیون و رادیو و ... در اختیار مردم قرار بگیره که نمیگیره پس کتابا تنها حافظان این اطلاعاتن. و در مقابل آدما با مجلات زرد و تلویزیون و سرگرمی سرگرم میشن و همه چیز به قدری سریعه که حتی فرصت دیدن طبیعت و تفکر در اون رو پیدا نکنن.
اون چه که این کتاب ازش حرف میزنه به قدری قابل لمسه که بنظر میرسه بشریت واقعا داره به این سمت میره. فضای کتاب خیلی هم به کتاب ۱۹۸۴ جورج اورول شبیهه.
در کل یه کتاب فوق‌العاده با یه ترجمه‌ی فاجعه که اصلا از نشر میلکان بعید نیست :|

  • سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸
  • ۱

ماهنامه ناداستان ۳: سفر

ماهنامه ناداستان ۳: سفر
ماهنامه ناداستان ۳: سفر

شماره سوم ماهنامه «ناداستان» با موضوع سفر.
از بین سه شماره‌ای که تا به حال از این ماهنامه خوندم، این شماره بهترینش بوده. بهترین روایت‌های این شماره به سلیقه من:
«قاره نورد»: مارال یازارلو اولین زن ایرانیه که با موتور به هفت قاره سفر کرده. حتی در حین سفر ازدواج کرده و همسرش برای دیدنش به پونزده کشور سفر کرده.
«آب، بابا، جاده»: روایت خانواده‌ای که مدام در سفرن و تصمیم گرفتن فرزندانشون رو به مدرسه نفرستن و خودشون بهشون آموزش بدن!
«آب رفتن»: روایت ولز تاور از دردسرهای سفر خانوادگی و سفرهای پردردسر بامزه‌ای که همراه با پدرش رفته.
«دروازه بی دروازه»: روایت زنی که بعد از سال‌ها داشتن نقش کلیشه‌ای مادرانه، بعد از طلاق، شروع به سفر به دور دنیا میکنه.
«دور دنیا در صد و هشتاد روز»: یه متن قدیمی و روایت یه سیاح ایرانی که به چند کشور دنیا سفر کرده و خاطرات خیلی بامزه و جالب توجهی داشته.
«از شاه شاه‌ترم»: یه متن قدیمی دیگه و روایت یه سفیر فرانسوی که در زمان ناصرالدین شاه ساکن ایران بوده و خاطرات جالبی از ایران داشته.

  • دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۸
  • ۰

اعترافات هولناک لاک‌پشت مرده

اعترافات هولناک لاک‌پشت مرده
اعترافات هولناک لاک‌پشت مرده

«اعترافات هولناک لاک‌پشت مرده» اثر مرتضی برزگر.

داستان مرد جوانیه که همسرش به تازگی فوت کرده و درگیر مراسم‌ دفن همسرشه. همسری که چندان هم مورد علاقه‌ش نبوده و روابط چندان گرم و صمیمانه‌ای هم نداشتن..

این کتاب یکی از بهترین کتابای ایرانی‌ایه که اخیرا خوندم. همه مکالمات ملموس و قابل درکن و البته به شدت بامزه. یه جاهایی از کتاب منو وادار میکرد با صدای بلند بخندم که خب این اتفاق معمولا کم پیش میاد. موقع خرید این کتاب اصلا مطمئن نبودم ولی واقعا غافل‌گیرم کرد. 

  • يكشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۸
  • ۶

فصل‌نامه سان ۳: فراموشی

فصل‌نامه سان ۳: فراموشی
فصل‌نامه سان ۳: فراموشی

سومین شماره فصل‌نامه «سان» با موضوع فراموشی. طبق معمول متن‌ها و داستان‌های عالی. این شماره نقاشی‌های خیلی خیلی جذابی هم داشت که لذت خوندنش رو چندین برابر میکرد.
بهترین‌های این شماره از نظر من:
«رسم روزگار چنین است» از سید جواد رسولی. روایتی از فاجعه‌های انسانی فراموش‌شده که کمتر بهشون پرداخته شده. مثل شهر «دارمشتات» در آلمان که در جنگ جهانی کاملا از بین رفته و هزاران آدم قربانی شدن..
«ترکش» از صابر قربانی: داستانی درمورد کارگاهی که منفجر میشه و بعد از انفجار، یک نفر از کارگران کاملا ناپدید میشه و حتی جسدی هم ازش پیدا نمیشه.
«شهرزاد» از چارلز بکستر: داستان زنی که همسرش به فراموشی مبتلاست‌.
«نفس آهو» از سحر سخایی. روایتی از صداهای غایب. از شجریان گرفته تا گوگوش و ابی.
«جلای خویشتن» از محسن نامجو. روایت نامجو از مادرش. مادری به شدت مذهبی که همیشه با خوانندگی پسرش مخالف بوده و هیچ‌وقت ذره‌ای از مخالفتش کم نشده ولی در عین حال اونو کلاس موسیقی ثبت نام میکرده.
«رودست» از مریلین ابیلسکف. داستان زنی که با مردی توی رابطه‌ست که توی بیمارستان بستریه. بنظرم میشه گفت داستان آدمایی که بیشتر عاشق تصورات ذهنی خودشون از طرف مقابل میشن تا خود اون آدم.
روایتی از امیر خادم درمورد چگونگی شکل‌گیری پادکست فردوسی خوانی.
«شانگهای» از سپیده فلاح‌فر. داستان مردی که بهش خیانت شده..
«فصل سالگرد» از جنی لین بیدر. تک پرده‌ای از سالگرد‌های ازدواج یک زوج در طی سال‌ها. سالگردهایی که هر سال شکل متفاوتی به خودشون میگیرن و لزوما تا همیشه مثل روز اول باقی نمیمونن.

  • شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۸
  • ۲

خون خورده

خون خورده
خون خورده

«خون خورده» اثر مهدی یزدانی خرم.

پسر جوان دانشجویی برای تامین مخارج زندگی و تحصیلش، مسئولیت خوندن فاتحه و نماز و گرفتن روزه برای درگذشتگان رو به عهده میگیره. هر هفته هم موظفه برای پنج برادری که هر کدوم مرگ متفاوتی داشتن، فاتحه بخونه. با فلش بک به گذشته زندگی هرکدوم از این پنج برادر و شیوه‌ی مرگشون روایت میشه.

خون خورده کتابیه که واقعا بوی خون میده. روایت‌های جذاب با شیوه‌ی روایت خاص مهدی یزدانی خرم. دومین کتابی بود که ازش خوندم و واقعا جذاب بود.

  • جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸
  • ۰

پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی

پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی
پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی

«پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی» اثر ماتئی ویسنی‌یک.

این نمایشنامه درمورد زنیه که در جنگ بوسنی مورد تجاوز قرار گرفته. توی این نمایشنامه از این صحبت میشه که تجاوز در زمان جنگ نه برای لذت، که نوعی نمایش قدرته. و البته زنی به تصویر کشیده شده که به مرحله فروپاشی رسیده..

«می‌خوای بدونی من توی دلم چه تصویری از کشورم دارم؟ دلت می‌خواد بدونی؟ کشور من تصویر یه سرباز مست حیران رو داره که خنجرش رو روی پاچه شلوار ارتشیش تمیز می‌کنه و توی غلافش می‌ذاره. بعدش روی جسد مردی که خرخره‌ش رو بریده تف می‌کنه.
کشور من تصویر یه پیرمردی رو داره که از صف پناهنده‌ها بیرون می‌آد و برای اینکه خستگیش رو در کنه روی علف‌ها دراز می‌کشه. روی علف‌هایی که توش یه مین ضدنفر خاک شده.
کشور من شبیه اون مادری‌یه که می‌بینه اونیفرم پسرش یه دگمه کم داره. با عجله دگمه رو می‌دوزه و بعدش پسرش رو خاک می‌کنه.
کشور من همون پدری‌یه که هر روز برای دختر هفت‌ساله‌ش که سیصد و چهل و شش روزه که مرده یه عروسک می‌سازه.
...
اینه کشور من​​​ یه سرباز هیجده ساله که اهل شوخی‌یه و مثل پاکت‌های شیر روی گلوش نقطه‌چین کشیده و زیرش نوشته: از این‌جا ببرین.»

  • شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۸
  • ۳

نام من سرخ

نام من سرخ
نام من سرخ

«نام من سرخ» اثر اورهان پاموک.

به دستور یکی از پادشاهان عثمانی، بهترین نقاشان ترک موظف میشن تا نقاشی ویژه‌ای رو برای شاه به تصویر بکشن. گفته میشه این نقاشی مخالف با اسلامه چون از اصول نقاشی گذشتگان در اون استفاده نشده و برعکس، مطابق با اسلوب نقاشی غربی، از نقاشی پرتره در اون استفاده شده. به علت مخالفت‌هایی که نسبت به این نقاشی وجود داره، یکی از نقاشان کشته میشه و اتفاقات، روند متفاوتی رو در پیش میگیرن.

توی این کتاب از تاریخ، فرهنگ، نقاشی، دین، عشق و همه چیز صحبت شده. ترکیب جالبیه.

توی این کتاب به قدری از ایران، داستان‌های شاهنامه، نقاشان ایرانی و ... صحبت شده که شاید توی کتاب‌های ایرانی هرگز تا این حد از هنر و نقاشی ایران صحبت نشده باشه. شیوه‌ی روایت کتاب هم بسیار جالبه. هر فصل از کتاب راوی متفاوتی داره. نه فقط شخصیت‌های مختلف کتاب، بلکه سگ، نقاشی، سکه پول و ... هم از راویان داستان هستند. به علت نزدیکی تاریخی و فرهنگی ایران و ترکیه هم، میشه مشابهت‌های فرهنگی فراوانی رو با فضای داستان دید و احساس نزدیکی بیشتری با اون کرد.

دو ترجمه بسیار متفاوت از این کتاب توی بازار هست. یکی ترجمه عین‌اله غریب از نشر چشمه و یکی هم ترجمه تهمینه زاردشت از نشر مروارید. من کتاب رو با ترجمه عین‌اله غریب شروع کردم ولی بعد ترجمه تهمینه زاردشت رو ترجیح دادم و با اون ادامه دادم. ترجمه عین‌اله غریب عامیانه‌تره و از طرف دیگه به گفته خودش اعتقادی به ترجمه کلمه به کلمه نداره و ترجمه آزاد رو ترجیح میده. به همین دلیل هم گفته میشه این ترجمه اشتباهات زیادتری داره.

 

پ ن: امروز نهم آگوست، روز جهانی عاشقان کتابه :)

  • جمعه ۱۸ مرداد ۱۳۹۸
  • ۳

پسرانی از جنس روی

پسرانی از جنس روی
پسرانی از جنس روی

«پسرانی از جنس روی» اثر سوتلانا آلکسیویچ.

یه مستند فوق‌العاده‌ی دیگه از نویسنده‌ی محبوب من و این بار با موضوع جنگ شوروی و افغانستان. پسران ۱۸، ۱۹ ساله‌ی شوروی که بدون آگاهی و با بهانه‌های وظیفه انترناسیونالیستی، وطن‌پرستی و کمک به مردم افغان به جنگ افغانستان فرستاده شدن و اجساد و تکه‌های بدنشون در تابوت‌هایی از جنس روی به مادران و همسرانشون بازگشت. جنگ و غارت و تجاوزی که باعث کشته شدن یک میلیون افغان شد و روش اسم قهرمانی و وطن‌پرستی گذاشته شد. این کتاب کاملا مستند و از زبان بازماندگان جنگ و مادر و همسران اون‌هاست. سربازهایی که حتی توسط کهنه سربازها هم مورد خشونت و بدرفتاری قرار میگرفتن و تجهیزات و لباس‌های قدیمی و کنسروهای تاریخ مصرف گذشته سال‌ها پیش رو دریافت میکردن. زنانی که به عنوان پرستار و ... به جنگ فرستاده میشدن. پسران کم سنی که از دانشگاه‌ها و مدارس بیرون کشیده شدن و بدون آمادگی به جنگ فرستاده شدن.

آلکسیویچ بخاطر نوشتن این مستند و تقدس زدایی از این جنگ مورد حمله و توهین مردم کشورش قرار گرفت و حتی در دادگاه محاکمه شد.

حدود ۱۵۰ هزار روس هم در این جنگ قربانی سیاست‌های کمونیستی شوروی شدن.

جنگ هرگز مقدس و زیبا و قهرمانانه نیست. مهم نیست مهاجم باشی یا مدافع. قتل و غارت و تجاوز هرگز زیبا نیست. همیشه مردم هستن که در جنگ‌ها قربانی سیاست‌های سیاستمداران میشن.

  • سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۸
  • ۷