منو

کتابخوار

قدم به قدم با من، با برگ به برگ کتاب هایی که میخوانم و سکانس به سکانس فیلم هایی که میبینم

منو موضوعات ( برای دیدن موضوعات کلیک کنید )
خارجی [ ۱۴۹ ] ایرانی [ ۵۰ ] رمان [ ۱۴۰ ] عاشقانه [ ۳۱ ] داستان کوتاه [ ۱۷ ] بیوگرافی [ ۱۰ ] نمایشنامه [ ۱۳ ] تاریخی [ ۴ ] سیاسی [ ۱۲ ] فلسفی [ ۷ ] معمایی و کاراگاهی [ ۶ ] مستند [ ۳ ] جامعه شناسی [ ۵ ] عقیدتی و عرفانی [ ۴ ] روانشناسی و خودیاری [ ۶ ] زنان و فمینیسم [ ۳ ] طنز [ ۸ ] نامه نگاری [ ۴ ] فیلم [ ۵۲ ] سایر [ ۱ ]

۸ مطلب در دی ۱۳۹۵ ثبت شده است

مردی به نام اوه

مردی به نام اوه
مردی به نام اوه


مردی به نام اوه اثر فردریک بکمن.

اوه یه پیرمرد غرغرو،خسیس و به شدت مقرراتی. که اول کتاب بنظر میرسه دائم باعث آزار دیگرانه. هرچقدر کتاب پیش میره و شخصیت اوه بیشتر نمایان میشه و گذشته ش و عشق بی نهایت و خالصانش نسبت به همسرش نشون داده میشه، دیدگاه نسبت بهش تغییر میکنه. یه پیرمرد خیلی جذاب، فداکار و عاشق که اصول و مقررات خاص خودشو داره و احساساتش رو بیان نمیکنه.مردی که سال ها بی نهایت عاشق همسرش بوده و الان که اونو از دست داده، به خودکشی فکر میکنه.
توی کتاب اتفاق خاص و هیجان انگیزی نمیفته، شاید حتی روند نسبتا یکنواختی هم داشته باشه، اما شخصیت اوه و البته سونیا بی اندازه جذاب و دوست داشتنیه و تا آخر کتاب آدمو نگه میداره. برای من کتاب خیلی دلنشین و لذت بخشی بود.
  • شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵
  • ۳

آبجی خانم

آبجی خانم
آبجی خانم


آبجی خانم اثر صادق هدایت.

داستان دو خواهر.یکی زیبا، جذاب، دوست داشتنی و خوش اخلاق به اسم ماهرخ. و دیگری زشت و بداخلاق به اسم آبجی خانم. دختری که از همون بچگی مورد بی مهری قرار میگیره و مدام سرکوفت میخوره که بخاطر زشتی، هرگز نمیتونه ازدواج کنه. آبجی خانم هم به دین و مذهب و مجالس روضه روی میاره.تبدیل به آدم متعصبی میشه که تلاش میکنه به اسم دین و مذهب دیگرانو عذاب بده. تا روز ازدواج ماهرخ ...

من سبک صادق هدایت رو میپسندم.ولی راست این کتابو اصلا دوست نداشتم. خیلی نثر و داستان نپخته ای داشت بنظرم. در کل بنظرم خوب نبود. 

واقعا توی داستان نمیدونستم باید نسبت به آبجی خانم احساس ترحم داشته باشم که بخاطر شوهرمحوری!!! جامعه باید عذاب بکشه و به همچین آدمی تبدیل بشه، یا ازش بدم بیاد بخاطر تمام تظاهرایی که میکنه و تمام عقده گشایی هایی که به اسم دین و مذهب میکنه..

  • جمعه ۲۴ دی ۱۳۹۵
  • ۳

جایی که عاشق بودیم

جایی که عاشق بودیم
جایی که عاشق بودیم


جایی که عاشق بودیم اثر جنیفر نیون.

روایت عاشقانه ی دختر و پسری که هر دو قصد خودکشی دارن و وقتی که تصمیم به این کار دارن،با هم آشنا میشن.دختری که به تازگی در اثر یه تصادف خواهرشو از دست داده و خودش زنده مونده و الان از افسردگی رنج میبره.و پسری که خانواده ی از هم پاشیده ای داره، هیچ وقت محبوب نبوده و همیشه تحقیر شده و از اختلال دوقطبی رنج میبره. 

خیلی اهل خوندن کتابای عاشقانه نیستم ولی این کتاب جز تازه های نشر بود و البته گفته میشه جز پرفروش های امازون بوده. تمام مدت این کتاب، برام کتاب "خطای بخت ستارگان ما" جان گرین رو تداعی میکرد. اگه بخوام بین کتابای معروف این ژانر و تراژدی های عاشقانه(خطای بخت ستارگان ما، من پیش از تو، جایی که عاشق بودیم) یکی رو انتخاب کنم، خطای بخت ستارگان ما رو ترجیح میدم. و خب واقعا فکر میکنم واسه ی من، خوندن یکیشون کفایت میکرد.چون از نظر تم و شخصیت پردازی شدیدا به هم نزدیک بودن.

  • سه شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۵
  • ۸

هاشمی بدون روتوش

هاشمی بدون روتوش
هاشمی بدون روتوش


هاشمی بدون روتوش اثر صادق زیباکلام

گفتگوهای صادق زیباکلام با هاشمی رفسنجانی در طول پنج سال.


پ ن: واقعا از شنیدن این خبر شوکه شدم. روحشون شاد.

پ ن 2:توضیح کامل تر درمورد کتاب رو بزودی میذارم.

  • يكشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵
  • ۰

آرزوهای بزرگ

آرزوهای بزرگ
آرزوهای بزرگ


آرزوهای بزرگ اثر چارلز دیکنز.

یه کتاب خیلی خیلی کلاسیک درمورد پسربچه ای به اسم پیپ که همراه با خواهر و شوهر خواهر آهنگرش زندگی میکنه. یه پسربچه ی فقیر و یتیم. پیپ چند سال توی خونه ی زن خیلی ثرمتمندی به نام خانم هاویشام کار میکنه و به دخترخونده ی خانم هاویشام دل میبنده. و از طرف دیگه توی هفت سالگیش اتفاقی براش رخ میده که مسیر زندگیش رو به طور کلی تغییر میده.

من اصل کتاب رو نخوندم. یه فایل صوتی خیلی جذاب با صدای صداپیشه های خیلی معروف ازش هست که ظاهرا قبلا توی چند قسمت توی رادیو پخش شده. من اون فایل صوتی رو شبا قبل از خواب گوش کردم و خب تجربه ی جذابی بود. اما خب قطعا خوندن اصل کتابش با اون حجم زیاد، فعلا جز اولویتام نخواهد بود. کتاب "دیوید کاپرفیلد" از همین نویسنده رو هم قبلا خوندم. اون کتاب هم از نظر تم و موضوع کلی مشابه همین کتاب بود. که البته اونو هم بخاطر حجم زیادش کامل نخوندم و یه جاهاییش رو ورق زدم و ازش گذشتم. اینا کتابای کلاسیک جذابی هستن، اگر کلاسیک پسند باشید. ولی خب من به شخصه ترجیح میدم اولویت خوندنم نباشن.


پ ن: بخاطر درگیری امتحانات، کتابایی رو که این مدت خوندم، فرصت وارد کردنشون پیش نیومده. به مرور سعی میکنم اینجا رو آپ کنم. و البته فهرستی که دیگه خیلیییی وقته اسم کتابا واردش نشده!!!

  • شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۵
  • ۵

خاطرات آدم و حوا

خاطرات آدم و حوا
خاطرات آدم و حوا


خاطرات آدم و حوا اثر مارک تواین.

کتاب خاطراتی رو از زبان آدم و حوا و کمی با ته مایه های طنز نقل کرده.اینکه چطوری با پدیده های مختلف آشنا شدن و روشون اسم گذاشتن. چطوری با همدیگه، عشق، بچه، مرگ و ... آشنا شدن و چطور از بهشت رانده شدن.

کتاب کوتاه و جالب و بامزه ای بود. به عنوان تنوع کتاب خوبیه :-)

  • پنجشنبه ۹ دی ۱۳۹۵
  • ۴

بیگانه

بیگانه
بیگانه


بیگانه اثر آلبرکامو.

داستان مردی که مدتهاست نسبت به خیلی از مسائل بی تفاوت شده. بهش گفته میشه که مادرش مرده.نه قطره ای اشک میریزه و نه جنازه ی مادرش رو میبینه. فردای اون روز هم با یه نفر رابطه برقرار میکنه. و به همین دلایل بعدها متهم به قتل میشه.

هرگز یه شاهکارو با یه ترجمه ی بد خراب نکنید.انقدری ترجمه ی بدی بود که واقعا نفهمیدم چی خوندم.. توی یه فرصت بهتر،حتما از اول و با یه ترجمه ی خوب میخونمش.

  • چهارشنبه ۸ دی ۱۳۹۵
  • ۴

فریدون سه پسر داشت

فریدون سه پسر داشت
فریدون سه پسر داشت


فریدون سه پسر داشت اثر عباس معروفی.

داستان آدم هاییه که هرکدوم از حزب ها و گروه های مختلف و با آرمان ها و آرزوهای متفاوتی انقلاب کردن و نتیجه هم برای همه ی اونا یکسان نبود.سال ها بعد هرکدوم به نوعی توی آتیش انقلابی سوختن که خودشون جرقه های اولیش رو زده بودن و آتیشش رو روشن کرده بودن. خانواده ای با چهار پسر که هر چهارتا از مبارزین جدی حکومت شاه و بانیان جدی انقلاب بودن. یکی از کمونیست، یکی چپ گرا، یکی از گروه مجاهدین خلق و یکی هم پیرو سرسخت امام خمینی. و البته پدری که تا آخرین لحظه های انقلاب و ترس از اعدام، همچنان به شاه اعلام وفاداری میکنه اما در واپسین لحظه ها خودش رو از مشتاقان انقلاب نشون میده و بعدها نماینده ی مجلس میشه. از این چهار نفر یکی اعدامی میشه، دو نفر فراری و پناهنده و یکی از سران نظام. پدر و فرزندی که سه تا از اعضای خانوادشون رو فدای آرمان های شخصیشون میکنن.

و البته عباس معروفی در ابتدای کتاب توضیح داده که تمامی اشخاص و اتفاقات واقعی هستن. و اون چیزی که بیش از هرچیز به جذابیت کتاب اضافه میکنه، قلم جذاب عباس معروفی و سبک سیال ذهنه.

این کتاب واااااااااقعا عاااالی و فوق العاده بود. یه موضوع جذاب و قلم خیلی جذاب عباس معروفی.این کتابو شدیدا توصیه میکنم.


بخش هایی از کتاب:

  • پدر رفته رفته یک چرخش را تمام کرده بود و حالا جزو سران بازار و هیئت موتلفه بود. شیشه ی عمر بازار را در مشتش گرفته بود، با انگشتری عقیق شجره دار. و معلوم نشد آن انگشتری طلای سفید قبل از انقلاب که نگین الماس داشت کی از دستش درامد و مامان کی آن را کجا پنهان کرد که بماند برای روزگارانی دیگر.
  • مبل ها جمع شده بود و پدر روی پتوی ملافه شده می نشست و به پشتی های ترکمنی تکیه میداد.آرنجش را میگذاشت روی زانوهاش و دستش را ستون صورت میکرد. دیگر گلپا هم گوش نمیداد. میگفت: "آقای خامنه ای از صدای شجریان و ناظری خیلی خوشش می آید" و گاهی شجریان میگذاشت.
  • پدر میگفت: "خون حضرت نواب صفوی و اخوی شهید من دارد شکوفه میدهد. درخت اسلام با خون آبیاری می شود."
  • دوشنبه ۶ دی ۱۳۹۵
  • ۳