منو
منو موضوعات ( برای دیدن موضوعات کلیک کنید )
خارجی [ ۱۹۹ ] ایرانی [ ۶۵ ] رمان [ ۱۸۵ ] عاشقانه [ ۳۳ ] داستان کوتاه [ ۲۰ ] بیوگرافی [ ۱۶ ] نمایشنامه [ ۲۱ ] تاریخی [ ۸ ] سیاسی [ ۲۰ ] فلسفی [ ۷ ] معمایی و کاراگاهی [ ۱۴ ] مستند [ ۷ ] جامعه شناسی [ ۵ ] عقیدتی و عرفانی [ ۴ ] روانشناسی و خودیاری [ ۶ ] زنان و فمینیسم [ ۶ ] طنز [ ۹ ] نامه نگاری [ ۵ ] فیلم [ ۸۸ ] سایر [ ۱ ]

تنهایی پر هیاهو

تنهایی پر هیاهو
تنهایی پر هیاهو

«تنهایی پر هیاهو» اثر بهومیل هرابال.

این کتاب داستان مرد تنهاییه که وظیفه ی پرس کردن کتاب ها و کاغذهای باطله رو به عهده داره. این مرد سال هاست که در یه زیرزمین کثیف و نمناک، تنهاییش رو با کتاب ها پر میکنه و بعضی کتاب هایی رو که موظف به پرس کردنشون هست رو برای خودش انتخاب میکنه.

داستان کتاب در عین غم انگیز بودن، دوست داشتنی و‌جذابه. در عین حال پایان شوکه کننده ای هم داره. من خیلی دوستش داشتم..

  • جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷
  • ۰

دست های آلوده

دست های آلوده
دست های آلوده

«دست های آلوده» اثر ژان پل سارتر.

یه نمایشنامه ی فوق العاده جذاب از سارتر. مردی که به خاطر اعتقاد و اثبات وفاداریش به حزب سیاسیش مرتکب قتل میشه و به زندان میفته. مرد بعد از چند سال آزاد میشه و این بار از زاویه ی متفاوتی گروه و حزب سیاسی و آرمان های جدید اون حزب رو می بینه. واقعا نمایشنامه ی جذابیه. به وضوح نشون میده که احزاب سیاسی اهداف مختلف رو به صرف منافع شخصیشون دنبال میکنن، نه به دلیل اعتقادات یا اصول خاص. این اصول و اعتقادات به فراخور زمان و شرایط کاملا تغییر میکنن و در حقیقت به هیچ اصولی پای بند نیستن. و تنها نکته ی مهم رسیدن به اهداف و منافعشونه..

  • جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷
  • ۰

کوچه بن بست

کوچه بن بست
کوچه بن بست

«کوچه بن بست» اثر آیریس یوهانسن.

این کتاب یه داستان جناییه ولی انقدرررر ترجمش بد و نامفهومه که حتی نمیشه فهمید دقیقا داره از چی صحبت میکنه :| مجبور شدم نصفه رهاش کنم..

  • جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷
  • ۰

یه کم تبادل تجربه!

همه ی سال های عمرم کتاب خوندن جذاب ترین کاری بوده که انجام دادم. چه از نوع درسی و چه از نوع غیر درسی. چند ساله که به این شکل، با این حجم و کتابایی به این سبک میخونم. قبلش هم کتاب میخوندم ولی نه به این تعداد و سرعت و با این محتوا.. ولی توی این سالا وقتایی که شاد بودم، دل گرفته بودم، خسته بودم، تنها بودم، دل شکسته بودم، حالم خوب یا بد بوده و .. به کتابام "پناه" آوردم. من نه منتقدم، نه رشتم ادبیاته، نه تخصص و سررشته ای برای تحلیل کتابا دارم و نه حتی میتونم ریویو های حرفه ای بنویسم. فقط بسته به احساس و حال و هوای اون لحظم شروع به خوندن یه کتاب میکنم و بنا بر حس و انرژی ای که از اون کتاب گرفتم اینجا توصیفش میکنم. خیلیا ممکنه بگن ریویوهایی که من اینجا از کتابا مینویسم برداشتای سطحی ای هستن، خیلیا ممکنه بگن کتاب خوندن با این سرعت اصلا عمقی و دقیق نیست و نمیشه اسمشو کتاب خوندن گذاشت، ممکنه بگن من سواد تحلیل کتابارو ندارم یا خیلی چیزای دیگه.. ولی نکته ای که وجود داره اینه ک من به هیچ کدوم از این دلایل کتاب نمی خونم. طی این سالا کتاب واسم تبدیل به یه اعتیاد شده عملا، چیزی که واقعا نسبت بهش احساس نیاز میکنم و روح و جسمم توی همه ی لحظات اونو می طلبه. بعدش دونه دونه به کتابام نگاه میکنم، به جلدشون، به صفحاتشون، چند صفحه از اولشون میخونم و اجازه میدم اونا منو انتخاب کنن نه من اونا رو. هیچ وقت نتونستم طبق برنامه دونه دونه کتابارو پیش ببرم چون بنظرم این کتابا هستن که ما رو انتخاب میکنن تا بخونیمشون نه ما اونا رو. گاهی حتی این انتخاب کتاب از خوندنش بیشتر طول میشکه.

دو تا نکته هست که شاید متناقض به نظر برسن ولی در اصل تناقضی با هم ندارن. اول اینکه به نظرم سلیقه ی آدم قابل تربیت و پرورش دادنه. بعضی کتابا ممکنه برای یه کتابخون حرفه ای شاهکار باشن ولی کسی که تازه شروع به کتاب خوندن کرده حتی نتونه ده صفحشون رو تحمل کنه. سابقه و تجربیات قبلی کتاب خوندن توی برداشت و نظر آدما نسبت به کتابای مختلف خیلی موثرن. هرچی آدم بیشتر بخونه، از سبکای متفاوت تری بخونه و ... حس بهتری نسبت به کتابای مختلف پیدا میکن. و از طرف دیگه اینکه بعد از خوندن یه کتاب یا دیدن یه فیلم نقدای مختلف رو بخونی و یاد بگیری از زاویه ی دید متفاوتی به اون فیلم یا کتاب نگاه کنی، اینکه با آدمایی که دیدگاه متفاوتی نسبت به اون کتاب یا فیلم دارن درموردش بحث کنی و ... همه ی اینا به مرور زمان میتونن سلیقه ی ادم رو پرورش بدن..

از طرف دیگه طی تجربه به یه نکته ی دیگه هم رسیدم. وقتی تازه شروع به کتاب خوندن میکنی حس میکنی موظفی کتابی رو که دیگران معتقدن شاهکاره رو دوست داشته باشی و اگه جذبت نکرده حتما ایراد از تو و سلیقه ی توئه. حاضرم شرط ببندم خیلی از آدما هم با اینکه یه کتاب یا فیلم خاص رو دوست نداشتن ازش تعریف میکنن چون صرفا شنیدن که شاهکاره و حس میکنن اگر دوستش نداشته باشن دیگه به قدر کافی با سواد و روشن فکر نیستن. طول کشید تا به این صراحت برسم که با خیال راحت بگم فلان کتاب یا فیلم معروف رو دوست نداشتم. حتی با اینکه ممکنه خیلی خاص باشه. الان فقط با توجه به احساسی که حین خوندن یا دیدنشون بهم منتقل میشه درموردشون نظر میدم. کتاب یا فیلم باید بتونه من خواننده و بیننده ی عام رو جذب کنه. نه صرفا یه قشر و گروه خاص رو.. کتابایی هستن که سال ها پیش خوندمشون و هنوز که هنوزه با دیدن عنوانشون پرت میشم به اون فضای ذهنی ای که با خوندن اون کتاب توی ذهنم شکل گرفته، به وضوح میتونم به یاد بیارم چه زمانی، کجا و توی چه حال و هوایی خوندمشون و موقع خوندنشون دقیقا چه حسی داشتم. ولی کتابایی هم هستن که اخیرا خوندم یا فیلمایی که اخیرا دیدم ولی ممکنه حتی با دیدن ریویوی خودم هم به یاد نیارم درمورد چی بودن. ولی بهترین کتابا پرحجم ترینا یا از معروف ترین نویسنده ها نیستن. اونایی هستن که تا سال های سال توی ذهن آدم باقی میمونن، انقدر پررنگ که انگار به تازگی خونده شدن.. 

اینجا دنبال نقد یا حتی ریویو های حرفه ای نگردید. اینجا آرشیو شخصی خودمه که هربار بازش میکنم با دیدن جلد کتابا و پوستر فیلما و یاداوریشون سرشار از لذت میشم و با دیدن هرکدوم پرت میشم توی فضای خاصش. اینجا همون جاییه که باعث میشه حس خوبی نسبت به خودم داشته باشم. که وسط همه ی شلوغی ها و دغدغه ها همیشه واسه خودم یه زمان خالی پیدا کردم که حاصلش این آرشیو قشنگ باشه.. اینجارو صرفا به این نگاه بخونید که یه دوستی که به تازگی یه کتابی رو خونده خیلی خودمونی نظرشو درمورد اون کتاب باهاتون به اشتراک میذاره که اگه احیانا سلیقه هاتون به هم نزدیکه، شما هم از تجربش استفاده کنید. فقط همین..


پ ن: مدت ها بود که اینجا آپ نشده بود. بیست سی تا کتاب اضافه شده که اگه خواستید میتونید ببینید و قسمت مربوط به فیلما هم تو دو سه روز پشت سر هم بزودی آپ میشه :)

  • چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷
  • ۷

آنک نام گل

آنک نام گل
آنک نام گل

«آنک نام گل» اثر امبرتو اکو.

این کتاب قابلیت اینو داره که یکی از متفاوت ترین و سنگین ترین کتابایی باشه که خوندید. کتاب، یه داستان جنایی تاریخیه که درون یکی از صومعه های ایتالیا در سال ۱۳۲۷ میلادی‌ رخ میده. توی این کتاب با فرقه های مختلف‌ مسیحیت، کشیش ها، دادگاه های تفتیش عقاید و ... آشنا میشید. دادگاه هایی که با برگزاری اون ها افراد حتی به جرم های مرتکب نشده هم اعتراف میکنن! کشیش هایی که صرفا به دلیل اثبات درستی نظراتشون مرتکب ظلم و قتل و ... میشن. بحث های بی پایانشون برای اثبات اینکه مثلا مسیح هرگز نخندیده و با شادی و خنده مخالف بوده! و ...

این کتاب جز متفاوت ترین کتاب هاییه که تا به حال خوندم. واقعا ارزش خوندن داره.

  • چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷
  • ۲

جنایت و مکافات

جنایت و مکافات
جنایت و مکافات

«جنایت و مکافات» اثر فئودور داستایوسکی.

راسکلنیکف، دانشجوی جوانی که مجبور شده درسش رو بخاطر فقر رها کنه، بدهکاره، توانایی پرداخت اجارش رو نداره و از لحاظ مالی تحت فشاره، به خاطر اصول شخصی خودش پیرزن رباخواری رو به قتل میرسونه..

کتابای کلاسیک روس معمولا سخت خوان هستنهستن و بعضا ممکنه بخاطر حجم زیاد جذابیتشون رو ازدست بدن. ولی این کتاب یکی از جذاب ترین هاییه که تا به حال خوندم. به قدری دقیق انگیزه ها و تحولات روحی راسکلنیکف رو شرح میده که نمیتونی باهاش همذات پنداری نکنی! 

اول دبیرستان بودم که اولین بار اسم این کتاب رو شنیدم و مشتاق شدم بخونمش. سال ها طول کشید تا بالاخره نوبت به خوندنش برسه ولی قطعا جز بهترین هاییه که تا به حال خوندم..

  • چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷
  • ۰

پشت و رو

پشت و رو
پشت و رو

«پشت و رو» اثر آلبر کامو.

مجموعه پنج داستان کوتاه از کامو.

این کتاب اولین اثر کامو بوده که در ۲۲ سالگی به نگارش درومده.‌ حتی توی اولین اثرش هم سبک خاص و شیوه ی تفکرش قابل تشخیصه با این تفاوت که جذابیت و پختگی بقیه اثارش رو نداره.

دوستش نداشتم متاسفانه. صرفا به این دلیل خوندمش که بتونم روند نگارش کامو رو در طی سال های مختلف بررسی کنم.

  • چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷
  • ۰

طاعون

طاعون
طاعون

«طاعون» اثر آلبر کامو.

به طور ناگهانی یک شهر با هجوم موش ها مواجه میشه و بعد از مدتی بیماری طاعون در اون شهر به صورت اپیدمی درمیاد. 

تم کلی کتاب تا حدی به کتاب کوری شباهت داره. ولی نه از لحاظ سبک نویسنده، بلکه فقط از لحاظ فضای کلی داستان. بنظرم کامو بیبیش از اینکه توی اثارش داستان رو گسترش و پرورش بده، به شرح فلسفه های شخصی خودش می پردازه. این موضوع تا یه حدی جالبه و بعد از اون باعث میشه کتاب فرم داستانی بودن خودش رو از دست بده و هرچه بیشتر به یه مقاله شبیه بشه. به همین دلیل هم هست که کتابایی که ایده های خیلی جذابی دارن از یه نقطه ای به بعد کم کم دچار یکنواختی میشن و جذابیتشون رو از دست میدن. حداقل برای خواننده ای که انتظارش از این کتاب یه رمان بوده، خسته کننده میشن.

  • چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷
  • ۲

مرگ خوش

مرگ خوش
مرگ خوش

«مرگ خوش» اثر آلبر کامو.

کتاب با صحنه ی یک قتل آغاز میشه. «مورسو» شخصیت اصلی داستان، بعد از ارتکاب به قتل به دنبال خوشبختی میره اما ظاهرا هرچقدر بیشتر خوشبختی رو دنبال میکنه، بیشتر از اون دور میشه..

بنظرم اثار آلبر کامو شروع های بی نظیر و میخ کوب کننده ای دارن. متفاوت ترین و شوکه کننده ترین اغاز ها رو میشه توی اثار کامو دید. تا نیمه ی اول کتاب هم به شدت جذابن ولی بنظرم هرچی به سمت انتها میرن تا حدی خسته کننده میشن و جذابیتشون رو از دست میدن. من نیمه ی اول کتاب رو خیلی دوست داشتم ولی بعدش به مرور جذابیتش رو واسم از دست داد و دلم میخواست پایانش هم به جذابیت شروعش باشه..

  • چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷
  • ۰

سقوط

سقوط
سقوط

«سقوط» اثر آلبر کامو.

مردی در یکی از میخانه های آمستردام شروع به شرح دادن زندگی خودش برای یه غریبه میکنه. مردی که در ظاهر یه وکیل خیرخواه و موفقه ولی در اصل پر از دورویی و دروغه.. زندگی این مرد به تدریج در سراشیبی سقوط قرار میگیره..

از بین آثار‌ کامو این کتابو بیشتر از همه دوست دارم. فلسفه های ذهنی کامو که حین داستان بیان میشن و البته خود داستان رو خیلی دوست داشتم.

  • چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷
  • ۰