منو

کتابخوار

قدم به قدم با من، با برگ به برگ کتاب هایی که میخوانم و سکانس به سکانس فیلم هایی که میبینم

منو موضوعات ( برای دیدن موضوعات کلیک کنید )
خارجی [ ۱۶۳ ] ایرانی [ ۵۵ ] رمان [ ۱۵۱ ] عاشقانه [ ۳۱ ] داستان کوتاه [ ۱۸ ] بیوگرافی [ ۱۴ ] نمایشنامه [ ۱۴ ] تاریخی [ ۵ ] سیاسی [ ۱۷ ] فلسفی [ ۷ ] معمایی و کاراگاهی [ ۱۰ ] مستند [ ۶ ] جامعه شناسی [ ۵ ] عقیدتی و عرفانی [ ۴ ] روانشناسی و خودیاری [ ۶ ] زنان و فمینیسم [ ۵ ] طنز [ ۹ ] نامه نگاری [ ۴ ] فیلم [ ۶۲ ] سایر [ ۱ ]

مدیر مدرسه

مدیر مدرسه
مدیر مدرسه



مدیر مدرسه اثر جلال آل احمد.

گفته میشه این کتاب بهترین اثر جلال آل احمده. درمورد معلمی که تصمیم میگیره مدیر یه مدرسه باشه چون از روزمرگی معلمی خسته شده. تمام مسائل و مشکلاتی که توی این مدت باهاشون دست و پنجه نرم میکنه که علت اصلیش جو حاکم بر جامعه و نوع حکومته.


کتاب خوبی بود. ولی صادقانه بگم، نثرش واسه من روون نبود. البته این اولین اثری بود که از جلال آل احمد میخوندم. شاید به این دلیله که هنوز سبکش واسم جا نیفتاده. نمیدونم!

  • پنجشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۵
  • ۵

اتاق ورونیکا

اتاق ورونیکا
اتاق ورونیکا



اتاق ورونیکا اثر آیرا لوین.

یه نمایشنامه ی فوق العاده زیبا و البته کوتاه. شدیدا توصیه میشود. هرچیزی که بگم داستان لو میره. پس چیزی نمیگم. کاملا غیر قابل پیش بینی و هیجان انگیز.


  • پنجشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۵
  • ۵

دوقلوها

دوقلوها
دوقلوها




سه گانه ی دوقلوها(دفتر بزرگ،مدرک،دروغ سوم) اثر آگوتا کریستف.

داستان دوقلو هایی که بخاطر جنگ به مادربزرگشون توی یه روستا سپرده میشن.و تمام اتفاقاتی که تا سنین بزرگسالی، واسشون رخ میده. بچه هایی که بخاطر شرایط سخت،تمام عشق و محبت درونشون رو از بین میرن. قوی و بی رحم. خیلی بی رحم!


این سه تا کتاب فوق العاده ان. نویسنده، هیچ کجای داستان شما رو به حال خودتون رها نمیکنه و همیشه اتفاقاتی پیش میاد که هرگز نمیتونید پیش بینیش کنید. مدام غافل گیرتون میکنه و آخر هر جلد، شوکی بهتون وارد میکنه تا توی بهت و حیرت فرو برید.

کتاب خیلی ساده و روونه. بدون توضیح و تفسیر اضافه.چون از زبون دوتا بچه گفته شده. جلد اول هم به سبک مینیمالیستیه.

جلد اول و سومش رو من ترجیح میدم. البته که هرسه کتاب، کنار هم معنا پیدا میکنن.

از اون کتاباییه که هرگز نمیتونید پیش بینی کنید،چی در انتظارتونه.


قسمت هایی از کتاب:


سر میز آشپزخانه، رودرروی هم می‌ایستیم و زل‌زده در چشم‌های هم، بدترین کلمات را به‌همدیگر می‌گوییم.
یکی: - آشغال!
دیگری: - کثافت!
همینطور ادامه می‌دهیم تا اینکه کلمات دیگر وارد مغزمان نمی‌شوند، دیگر حتا وارد گوش‌هایمان هم نمی‌شوند.
به‌همین روش، هر روز تقریبن نیم‌ساعت تمرین می‌کنیم، بعد می‌رویم توی خیابان‌ها می‌گردیم.
کاری می‌کنیم که مردم به ما فحش بدهند و می‌بینیم که دست آخر می‌توانیم بی‌تفاوت بمانیم.
اما کلمات قدیمی هم وجود دارند. مادرمان به ما می‌گفت:
- عزیزانم!... عشق‌های من!... خوشبختی من!... بچه‌های دوست‌داشتنی من!
وقتی یاد این کلمات می‌افتیم، چشم‌هایمان پر از اشک می‌شوند.
باید این کلمات را فراموش کنیم. چون حالا هیچکس همچو کلماتی به ما نمی‌گوید و بار سنگین خاطره‌ی این کلمات را نمی‌توانیم تحمل کنیم. از این رو تمرین‌مان را با روش دیگری ادامه می‌دهیم.
می‌گوییم:
- عزیزانم!... عشق‌های من!... دوست‌تان دارم!... هیچوقت ترکتان نخواهم کرد!... فقط شما را دوست خواهم داشت!... همیشه... شما همه‌ی زندگیم هستید!...
این کلمات، به لطف تکرار زیاد، کم‌کم مفهوم‌شان را از دست می‌دهد و رنجی که به بار می‌آورند، کم می‌شود.
...............

زنی رد می‌شود. دست‌مان را دراز می‌کنیم. می‌گوید:
- بچه‌های بیچاره. من هیچی ندارم بهتان بدهم.
موهایمان را نوازش می‌کند. می‌گوییم:
- ممنون.
زن دیگری رد می‌شود و دوتا سیب به ما می‌دهد و زن دیگری، چندتا بیسکوییت.
یک زن رد می‌شود. دست‌مان را دراز می‌کنیم، می‌ایستد، می‌گوید:
- خجالت نمی‌کشید گدایی می‌کنید؟ بیایید برویم خانه‌ی من، آنجا کارهای کوچولو و راحتی برای شما هست. شکستن هیزم، مثلن، یا ساییدن تراس. واسه این کارها، به حد کافی بزرگ و قوی هستید. بعد اگر خوب کار کنید، بهتان سوپ و نان می‌دهم.
جواب می‌دهیم:
- ما دلمان نمی‌خواهد برای شما کار کنیم، خانم. دلمان نمی‌خواهد سوپ و نان شما را بخوریم. گرسنه نیستیم.
- پس واسه چی گدایی می‌کنید؟
- برای اینکه بدانیم این کار، چه تاثیری روی آدم می‌گذارد و برای اینکه عکس‌العمل مردم را ببنیم.
در حال رفتن داد می‌زند:
- جوجه‌ولگردهای کثیف! بی‌تربیت‌های پررو!
موقع برگشتن، سیب‌ها، بیسکوییت‌ها، شکلات و سکه را پرت می‌کنیم توی چمنزار بلند کنار جاده.
نوازش روی موهای‌مان را نمی‌شود پرت کرد.



  • پنجشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۵
  • ۱

شب های روشن

شب های روشن
شب های روشن

 



 

شب های روشن اثر فئودور داستایفسکی.

داستان تنهایی آدم ها و عاشقانه هاشون. داستان آدم هایی که از فرط تنهایی، به اولین آدمی که در مسیرشون قرار میگیره دل میدن و چه صادقانه و عاشقانه بهش پای بند و وفادار میمونن. عشق هایی که ممکنه خیلی افسانه ای بنظر برسن.

چندتا نکته:

اول اینکه یه جایی توی کتاب ناتنسکا میگه: تو بهتر از او هستی گرچه من اورا بیشتر دوست دارم. کاش تو او بودی.. (واقعا هیچ دلیل و منطقی قادر به توضیح و توجیه عشق نیست)

دوم اینکه سال ها پیش فرزاد موتمن با اقتباس از این کتاب فیلمی ساخته که به جرئت میتونم بگم جز معدود دفعاتیه که یه فیلم نه تنها از ارزش کتاب کم نکرده، بلکه بخاطر شعرای ناب ایرانی ای که بهش اضافه شده،زیباتر هم شده.

سوم. من چندتا ترجمه از این کتاب خوندم. شدیدا ترجمه سروش حبیبی رو پیشنهاد میکنم.

چهارم. اگر کتابایی با توصیفات زیاد و عاشقانه دوست ندارید سراغ این کتاب نرید. کتاب پر از خیال پردازی ها و عاشقانه های آدم های تنهاست. البته ممکنه بنظر خیلی غیر واقعی و رویایی برسه ولی یه عاشقانه ی خالص و نابه بنظرم.

 

  • پنجشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۵
  • ۷

کافه پیانو

کافه پیانو
کافه پیانو



 

کافه پیانو اثر فرهاد جعفری.

داستان از زبان خود نویسنده بیان میشه. به نوعی خاطرات شخصی خودش که البته ممکنه همش واقعی نباشه. اما شخصیت های داستان، کاملا حقیقی هستن. نویسنده ای که یه کافه میزنه. به نوعی میشه گفت به سبک مینیمالیستی نوشته. البته نه خیلی کوتاه. اتفاقات متعدد و متفاوتی که توی کافه واسش اتفاق میفته رو بیان میکنه.

به طور کلی میشه گفت کتاب خوبی بود. البته نمیتونم اینو انکار کنم که به خاطر جهت گیری سیاسی خاص نویسنده و یه سری جبهه گیری های ضد زن که داره، نسبت بهش جبهه گیری ذهنی دارم.

  • چهارشنبه ۹ تیر ۱۳۹۵
  • ۵

عطر سنبل،عطر کاج

عطر سنبل،عطر کاج
عطر سنبل،عطر کاج



 

عطر سنبل،عطر کاج اثر فریبا جزایری دوما.

این کتاب توسط یه ایرانی به انگلیسی نوشته شده و بعدها به فارسی ترجمه شده. جز پرفروش ترین کتابای آمریکا و نامزد چندتا جایزه هم بوده. خاطرات شخصی نویسنده از مهاجرت اون و خانوادش از ایران به آمریکاست. تمام اتفاقاتی که واسشون میفته و اکثرا اتفاقات خنده دار و بامزه ای که بخاطر بلد نبودن زبان و تفکرات ایرانیشون واسشون رخ میده.

از کتاب نثر و سبک ادبی خاصی رو نمیشه انتظار داشت. کاملا ساده و عامیانه. به عنوان تنوع کتاب خوبیه. فکر کنم به یه بار خوندنش می ارزه.

  • چهارشنبه ۹ تیر ۱۳۹۵
  • ۲

رویای تبت

رویای تبت
رویای تبت


رویای تبت اثر فریبا وفی.

داستان دو خواهر و روابط عاشقانشون.

بیش از این نمیتونم خلاصه ای ازش بگم. تعداد نویسنده های ایرانی اونم از نوع معاصرش که من دوست داشته باشم، کمتر از انگشتای یه دسته! ولی فریبا وفی رو واقعا می پسندم. خیلی زیبا احساس زنانه رو وصف میکنه. این کتابش عالی بود بنظرم. عالی و با پایانی که تا حد زیادی غیر قابل پیش بینی بود.

  • چهارشنبه ۹ تیر ۱۳۹۵
  • ۰

عاشق

عاشق
عاشق



 

عاشق اثر مارگاریت دوراس.

داستان دختر پونزده ساله ای که اول عاشق یه نفر میشه ولی به مرور به فساد و روابط متعدد کشیده میشه.

از اون کتاباییه که جایزه هم گرفته ولی واقعا واسه من غیرقابل تحمل بود!

  • چهارشنبه ۹ تیر ۱۳۹۵
  • ۱

ناطور دشت

ناطور دشت
ناطور دشت



 

ناطور دشت اثر جی دی سالینجر.

 

 

از اون کتاباییه که همه عاشقشن ولی من واقعا نتونستم دوستش داشته باشم. شاید فقط جالب بود.همین!

  • چهارشنبه ۹ تیر ۱۳۹۵
  • ۳

سرگذشت ندیمه

سرگذشت ندیمه
سرگذشت ندیمه



سرگذشت ندیمه اثر مارگارت آتوود.

داستان در زمان جنگ و بعد از انقلاب و یه سری تحولات عظیم توی یه کشور رخ میده. طبق قوانین جدید زن ها اجازه ی خوندن و خیلی کارای دیگرو ندارن و صرفا ازشون برای باروری استفاده میشه. تعدادی از زن ها از همسر و بچه هاشون جدا میشن. به خونه های اشراف به عنوان ندیمه استفاده میشن تا به طرز فجیع و وحشتناکی در حضور همسر فرمانده ها، با فرمانده همبستر بشن تا بتونن فرزند آوری کنن! اگر موفق به بارداری نشن، تبعید میشن و اگر باردار بشن، روز زایمانشون همسر فرمانده باید ادای درد کشیدن و زایمان رو دربیاره. و همه دورش جمع بشن. بصورتی که انگار اون و ندیمه یه تن واحد هستن و همسر فرمانده بارداره. وقتی هم که بچه متولد میشه، بچه به همسر فرمانده سپرده میشه و ندیمه ها تبعید میشن. از اونجایی که معمولا فرمانده ها سن بالایی دارن، همسرشون، ندیمه ها رو مجبور به همبستر شدن با راننده و نگهبان و .. میکنن تا در هر صورت بچه ای متولد بشه!

بی نهایت کتاب دردآور و منزجر کننده ایه. ولی در عین حال زیبا و خوندنی. در عین دردناک بودنش، خیلی دوستش داشتم..

  • چهارشنبه ۹ تیر ۱۳۹۵
  • ۰