منو
منو موضوعات ( برای دیدن موضوعات کلیک کنید )
خارجی [ ۲۶۰ ] ایرانی [ ۸۸ ] عاشقانه [ ۴۰ ] داستان کوتاه [ ۲۵ ] بیوگرافی [ ۲۱ ] نمایشنامه [ ۳۱ ] تاریخی [ ۱۹ ] سیاسی [ ۲۸ ] فلسفی [ ۱۱ ] Thriller [ ۱۸ ] مستند [ ۱۱ ] جامعه شناسی [ ۶ ] عقیدتی و عرفانی [ ۶ ] روانشناسی و خودیاری [ ۷ ] زنان و فمینیسم [ ۹ ] طنز [ ۱۱ ] نامه نگاری [ ۶ ] فیلم [ ۱۱۷ ] سایر [ ۱۰ ] پادکست [ ۰ ]

کلیدر

کلیدر
کلیدر

«کلیدر» اثر محمود دولت‌آبادی.

امروز «کلیدر» بعد از یازده ماه تموم شد. ده جلد و ۳۰۰۰ صفحه‌ای که نزدیک به یک سال باهاش زندگی کردم. یکی از اون کتابایی که عمر کتابخوانیم به قبل و بعد از اون تقسیم میشه. توی این یک سال با عشق مارال، شجاعت گل محمد، انسانیت ستار، صبر و مقاومت بلقیس، غم شیرو، خان عمو و بیگ محمد و خان محمد، مظلومیت زیور، تشویش نادعلی و تک تک شخصیت‌های کتاب زندگی کردم. بارها بخاطر رذالت‌ عباسجان، قدیر، بابقلی‌بندار و آلاجاقی حرص خوردم. یک سال رو بین سیاه چادرهای قبایل کرد زندگی کردم، با قره‌آت بین کوه و دشت تاختم و هرلحظه هوای خراسان رو تنفس کردم.. و البته پایان کتاب به اندازه‌ی تک تک شخصیت‌های کتاب غمگین شدم.

دولت آبادی استاد بی‌رقیب توصیفه. به قدری زیبا و دقیق و ماهرانه توصیف میکنه که احساس میکنی درون کتاب زندگی میکنی. همه چیز رو به وضوح جلوی چشمانت میبینی.

ولی از طرف دیگه گاهی کتاب به قدر کافی جذابیت داستانی ایجاد نمیکنه که تمام مدت خواننده رو دنبال خودش بکشونه، حداقل نه به اندازه‌ی ده جلد! اواسط کتاب و بعضی از جلدهاش به کندی پیش میرفتن و گاهی با خودم میگفتم «اقای دولت آبادی! اگه به خودت رحم نمیکنی حداقل به خواننده‌هات رحم کن! این همه طولانی چرا؟! ». در کل احساس میکنم کتاب اگه کم حجم‌تر می‌بود قطعا میتونست خیلی جذاب‌تر و خوش‌خوان‌تر باشه. گاهی هم فضای کتاب ضد زن میشد که خب مسلما دلیلش اون برهه‌ی زمانی‌ایه که نویسنده توصیف کرده.

کلیدر از اون کتاباییه که تا همیشه فراموش نمیشه..

دسته بندی :
 ایرانی

دیدگاه ها [ ۹ ]

پارسال شهریور شروع کردم به خوندنش و الان هنوز جلد 6ام. با قلم دولت ابادی میشه زندگی کرد. عشقش در نوشتن کلیدر از سطر سطر این رمان پیداست به نظرم. با این وجود خوندنش حوصله ی ویژه ای می خواد و ازون جایی که من همیشه اون حوصله رو ندارم، داره کند پیش میره.
دقیقا. انقدر خوب نوشته که میشه باهاش زندگی کرد.
منم چون اون حوصله‌ی لازمو نداشتم نمیتونستم پشت سر هم بخونمش. واسه همینم یه سال طول کشید.
پوریا آریافر
الکی نیست که جز وبلاگ های برتر هست :)
مرسی 😂🌹
شاید باید بزاریم برا برنامه ۵۰ سالگیمون!اون موقع که خیلی صبورتر شدم
😂👌
قطعا قطعا بهترین کتابی که تابحال خوندم...میگم بهترین چون نوشتن این حجم داستان با ناب ترین کلمات که هیچ وقت ذره ای از زیبایی نثرش کم نشد معرکه ست...قلم دولت آبادی رو هیچکس نداره!

یکی از دستاوردهای زندگیم خوندن این کتابه:)))
واسه منم جز دستاوردای زندگیمه. :))) پروژه‌ی عظیمیه در نوع خودش. فقط در جستجوی زمان از دست رفته میتونه از کلیدر سنگین‌تر باشه😅
... به دنبال حقیقت ...
ممنون بابت معرفی
یکی از تارنماهایی که با جدیت دنبال میشه متعلق به شماست.
خواهش میکنم
تحسین میکنم پشتکارت رو ...
مرسی دکتر جان :)
معلوم الحال
کی میری سراغ شوهر آهو؟ :)
اصن تو برنامم نیست :)))
من یه سوال نسبتا فنی دارم! شما کتابایی که میخونید رو میخرید؟ یعنی ده جلد کلیدر خریدین؟
بله. میخرم. ولی مثلا کلیدر رو نسخه الکترونیکش رو از فیدیبو خریده بودم.
کلیدر از کتاب هاییه که جرأت نکردم شروعش کنم و ادامه بدم سالها پیش به وقت نوجوانی جلد اولش رو شروع کردم، اما میانه های راه کنار گذاشتم تا فرصتی بهتر ادامه بدم، و الان سالها از اون روز میگذره...
دست مریزاد به شما که یک سال صبر و تحمل کردید و قصه رو به پایان رسوندید، زنده باد...

مرسی.
واقعا حوصله‌ی خاصی میخواد خوندنش. و نمیشه پیوسته خوندش
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی