منو

کتابخوار

قدم به قدم با من، با برگ به برگ کتاب هایی که میخوانم و سکانس به سکانس فیلم هایی که میبینم

منو موضوعات ( برای دیدن موضوعات کلیک کنید )
خارجی [ ۱۴۹ ] ایرانی [ ۵۰ ] رمان [ ۱۴۰ ] عاشقانه [ ۳۱ ] داستان کوتاه [ ۱۷ ] بیوگرافی [ ۱۰ ] نمایشنامه [ ۱۳ ] تاریخی [ ۴ ] سیاسی [ ۱۲ ] فلسفی [ ۷ ] معمایی و کاراگاهی [ ۶ ] مستند [ ۳ ] جامعه شناسی [ ۵ ] عقیدتی و عرفانی [ ۴ ] روانشناسی و خودیاری [ ۶ ] زنان و فمینیسم [ ۳ ] طنز [ ۸ ] نامه نگاری [ ۴ ] فیلم [ ۵۲ ] سایر [ ۱ ]

جنگ چهره ی زنانه ندارد

جنگ چهره ی زنانه ندارد
جنگ چهره ی زنانه ندارد

«جنگ چهره ی زنانه ندارد» اثر سوتلانا آلکساندرونا آلکسیویچ.

هر توصیفی رو که تا به الان از جنگ شنیدید و یا هر فیلمی رو که دیدید بریزید دور! همه ی اونا روایت های مردانه ای از جنگ هستن که فقط از آمار و ارقام و تجهیزات و قهرمانی ها حرف میزنن. اگه میخواید حقیقت، تلخی و سیاهی جنگ ها رو ببینید، باید یه روایت زنانه از تاریخ جنگ ها بشنوید. روایتی که هرگز تا به امروز نشنیدید. 

این کتاب یه کتاب مستنده و گفتگوهای زنان شرکت کننده در جنگ جهانی دوم از زبان خودشونه. زنانی که به عنوان پزشک، پرستار، تک تیرانداز، مسلسل چی، پارتیزان، فرمانده،سرباز، مکانیک، راننده، خلبان، نیروی دریایی،مین روب، خبرچین، راننده ی قطار، پل ساز، آشپز، لباس شور و .... در جنگ حضور داشتن. زنانی که از خانواده هاشون گذشتن، بچه هاشون رو قربانی کردن، تلخی ها و سختی های جنگ رو به چشم دیدن، اسیر و شکنجه شدن و ... و از طرف دیگه بعد از جنگ از زندگی عادی محروم شدن چون هیچکس حاضر به ازدواج با اون ها نبود، زنان دیگه به چشم بدی بهشون نگاه میکردن، از جامعه طرد میشدن ، احساسات زنانه ی درونشون از بین رفته بود و ...

این کتاب واقعا فوق العادست. به شدت تلخ و دردناک و تکان دهنده. تا این کتاب رو نخونید، هرگز از حقیقت جنگ هایی که سراسر دنیا رخ میده مطلع نخواهید شد. به شدت این کتابو بهتون توصیه میکنم.


پ ن:سوتلانا آلکسیویچ تنها فردیه که در طول تاریخ به خاطر مستندنگاری موفق به دریافت نوبل ادبیات شده. هر دو کتابی که تا به الان از این نویسنده خوندم، یعنی این کتاب و کتاب "صداهایی از چرنوبیل" جز بهترین و متفاوت ترین تجربه های کتابخوانیم محسوب میشن و هردو رو هم بهتون توصیه میکنم.

دسته بندی :
 خارجی مستند

دیدگاه ها [ ۱۰ ]

در سرزمین خون و عسل هم روایت زنانه ای بود تقریبا از جنگ
ولی مستند بودن کتاب حتما خوندنی ترش میکنه
نههههه. این خیلی فرق میکنه..
این که چرا تا قبل از این که یه نویسنده برنده جایزه نوبل شه کتابشو تو ایران ترجمه نمی کنن و اصولن اصلن شناخته شده نیستند هم جزو سوالاتیه که هیچ وقت به جوابش نمی رسیم احتمالن !
تا وقتی میشه عاشقانه های آبکی ترجمه کرد و پول به جیب زد، چرا کتاب خوب ترجمه کنن و فروش نره؟!
قبلاا از ارادتم به این نویسنده گفته بودم.تازه دوتا کتاب دیگم داره که من خریدم ولی فرصت نشده بخونم یکی اخرین شاهدان که  مصاحبه با کساییه که دوران جنگ کودک بودن یکی هم پسرانی از جنس روی که کسایین که رفتن افغانستان بقول خودش نسل طرد شده .
واقعا با تمام تکان دهنده بودنش این حقیقی بودن و لمس پذیری و مسیری که برا روایتا انتخاب میکنه تحسین برانگیزه مخصوصا صداهایی از چرنوبیل که واقعا شاهکار بود.
منم اینو خوندنی قسمتایی که دوست داشتم رو از وسطاس که به خودم اومدم نوشتم تو وب ولی قسمتی که رفته تو وجودم و همش دارم بهش فکر میکنم اولش بود که تو زبانشون راننده زن تانک مثلا ندارن اینا واژه هایی بودن که تو میدون جنگ ساخته شده بوده.همش دارم فکر میکنم تو زندگیامون کجاها اینطوری میشه و قدرت ادمی تا به کجاست چطوری میتونن تحمل چطوریه اصلا یا اون خانم پرستاره که دست رو جدا کنه جوید مثلا وای خدا.دیوونه کننندست همه چی.

اتفاقا منم به شدت دنبال اون دو تا کتابم..
منم صداهایی از چرنوبیلو بیشتر دوست داشتم..
دقیقا تصویر اون پرستاره و اون دستی رو که با دندونش قطع کرد از جلوی چشمام کنار نمیره.....
ادد تو وانت تو رید شلف! (:
خیلی هم عالی :-)
این کتابو نخوندم اما وقتی داشتم پست آخرو می نوشتم مدام عنوان این کتاب تو ذهنم تکرار می شد. نمی دونم آیا دل خوندنشو دارم.
اتفاقا منم وقتی داشتم پستتو میخوندم، مدام صحنه های این کتاب جلوی چشمم مبومد..
بخونش حتما..
این تو لیست خریدم بود...وقتی پست گذاشتی تو دلم گفتم خدا کنه با توصیفش نخوره تو پرم:))
مرسی،انشالله نوبتش برسه:)
نه خیالت راحت. عالیه..
حتما تو لیست کتابهایی که باید بخونم قرارش میدم، 
صداهایی از چرنوبیل از همین نویسنده هم شاهکاره..
تیکه هایی از کتاب که تو کانالت نوشته بودی رو خوندم،خیلی تکان دهنده بود:(
نه بابا. اونا فقط اوایل کتاب بود. بقیش خیلی تکان دهنده تر بود ولی اگه میخواستم توی کانال بذارم، باید کل کتابو میذاشتم. نمیشد کلا..
معلوم الحال
به به، خانم دارنده نشان وب برتر :-))) 
حتما سعی میکنم تا پایان تابستون سال بعد این کتاب رو هم بخونم. به زمان بندی منم گیر نده، یه ذره خستم فقط؛ وگرنه همت کنم دو روزه تمومش میکنم. 
دیوونه :-)))))
اره اره. میدونم. دو برابر تایمی که ملت عشقو طول کشید تا بخونی ;-)
من توی همه ی کارا خسته ام. این تنها کاریه که توش یهو زرنگ میشم :-))))
سلام

قرار گرفتن وبلاگ شما جزء وبلاگ های برتر رو حضورتون تبریک عرض میکنم :)

عیدتونم مبارک
سلام

خیلی ممنون از شما :-)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی