منو

کتابخوار

قدم به قدم با من، با برگ به برگ کتاب هایی که میخوانم و سکانس به سکانس فیلم هایی که میبینم

منو موضوعات ( برای دیدن موضوعات کلیک کنید )
خارجی [ ۱۴۵ ] ایرانی [ ۴۸ ] رمان [ ۱۳۶ ] عاشقانه [ ۳۰ ] داستان کوتاه [ ۱۷ ] بیوگرافی [ ۱۰ ] نمایشنامه [ ۱۳ ] تاریخی [ ۴ ] سیاسی [ ۱۲ ] فلسفی [ ۷ ] معمایی و کاراگاهی [ ۶ ] مستند [ ۳ ] جامعه شناسی [ ۴ ] عقیدتی و عرفانی [ ۴ ] روانشناسی و خودیاری [ ۶ ] زنان و فمینیسم [ ۳ ] طنز [ ۶ ] نامه نگاری [ ۳ ] فیلم [ ۴۶ ] سایر [ ۰ ]

تسوکوروتازاکی بی رنگ و سال های زیارتش

تسوکوروتازاکی بی رنگ و سال های زیارتش
تسوکوروتازاکی بی رنگ و سال های زیارتش

«تسوکورو تازاکی بی رنگ و سال های زیارتش» اثر هاروکی موراکامی.
پنج دوست خیلی نزدیک و صمیمی در دوران دبیرستان که شامل دو دختر و سه پسر هستند. پنج دوستی که انتهای اسم چهارتاشون اسم یه رنگه و تسوکورو تنها کسیه که از این قاعده مستثناست. سال ها بعد و زمانی که تسوکورو توی توکیو دانشجو هستش، خیلی ناگهانی، چهار دوست دیگه با اون قطع رابطه می کنن و هرگز دلیلی براش ارائه نمیدن. و حالا بعد از 16 سال، تسوکورو تلاش می کنه تا بفهمه علت طرد شدنش از گروه چی بوده..
یک سال پیش این کتابو خریدم و بالاخره بعد از یکسال نوبت به خوندنش رسید. خب طبق معمول قلم جذاب هاروکی موراکامی غیر قابل انکاره.. اما راستش اوایل کتاب یه مقداری کند و خسته کننده پیش می رفت. از طرف دیگه توی کتاب یه چیزایی مطرح شد که من مدام منتظر بودم یه ارتباطی با بقیه قسمت های کتاب پیدا کنه و دلیل مرموز بودن همه چیز مشخص بشه که متاسفانه این اتفاق نیفتاد. هیچ چیزی درمورد علت غیبت ناگهانی هایدا یا مثلا اون ملاقات مرموز پدرش گفته نشد. طبق اون تصور همیشگیم از موراکامی، انتظار داشتم که در اخر همه ی مسائل با هم یه ارتباطی پیدا کنن ولی بنظرم همه چیز خیلی ساده تموم شد. در کل بنظرم کتاب خوبی بود ولی شاید نه در حد انتظاری که از آخرین اثر موراکامی داشتم..

دسته بندی :
 رمان خارجی

دیدگاه ها [ ۳ ]

من از هاروکی یه کتاب "کجا ممکن است پیدایش کنم" رو خوندم و اصلا اون چیزی نبود که من راجع بهش فکر میکردم . اینطوری حتی دلم نیومد کافکا در کرانه اش ر  بخونم.
یه پیشنهاد اینکه یه قسمت بذار و بگو برای خوندن کتاب هایی از یه نویسنده چه کتاباییشونو اول بخونیم .
خیلی پیش اومده برای من که کتاب اولی رو که از یه نویسنده خوندم باعث شده دیگه نخونم ازش! مثلا نادر ابراهیمی یا هاروکی :(
بنظرم کافکا در کرانه رو حتما بخون. و اینکه بنظرم بقیه اثارش خیلی لزومی نداره مگه اینکه فن پر و پا قرصش باشی.

چه پیشنهاد خوبی. حتما بهش فکر میکنم ببینم چطوری میشه عملیش کرد.
مَـهدی (میرزای قدیم)
و همچنان سپاس. انقدر دچار فقر کتابیم که تا یه کتاب میاد دستمون شروع میکنیم به جویدنش.... مثل یه آدم گشنه ای که بعد از مدت طولانی به غذا رسیده. ماشالله به شما که پارسال خریدی و تازه خوندیش. خانم غبطه به شما. حسودی به شما. دلمون خواست کتابخونتونو اجاره کنیم....
راستش پارسال تخفیف خورده بود که خریدمش :-)))) تا امروزم انقدر کتابای دیگه دم دستم اومد که خوندنش همش عقب میفتاد.
مرسی از لطفتون به من. والا منم نمیتونم تو این وضع گرونی کتاب همه رو بخرم. واسه همینم نسخه الکترونیکشونو با قیمتای خیلی کم میخرم..
من این کتاب رو دوست داشتم چون شخصیت و حالاتم خیلی شبیه به سوکورو بود. یعنی انگار خود خود من بودم!!! خلاصه خیلی همذات پنداری کردم باهاش.
البته من با ترجمه امیرمهدی حقیقت از نشر چشمه خوندمش.
چه جالب :-) اتفاقا منم حس کردم شباهتایی با من داره ولی خب نه درحدی که شما میگی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی