منو

کتابخوار

قدم به قدم با من، با برگ به برگ کتاب هایی که میخوانم و سکانس به سکانس فیلم هایی که میبینم

منو موضوعات ( برای دیدن موضوعات کلیک کنید )
خارجی [ ۱۴۵ ] ایرانی [ ۴۸ ] رمان [ ۱۳۶ ] عاشقانه [ ۳۰ ] داستان کوتاه [ ۱۷ ] بیوگرافی [ ۱۰ ] نمایشنامه [ ۱۳ ] تاریخی [ ۴ ] سیاسی [ ۱۲ ] فلسفی [ ۷ ] معمایی و کاراگاهی [ ۶ ] مستند [ ۳ ] جامعه شناسی [ ۴ ] عقیدتی و عرفانی [ ۴ ] روانشناسی و خودیاری [ ۶ ] زنان و فمینیسم [ ۳ ] طنز [ ۶ ] نامه نگاری [ ۳ ] فیلم [ ۴۶ ] سایر [ ۰ ]

گریز دلپذیر

گریز دلپذیر
گریز دلپذیر

«گریز دلپذیر» اثر آنا گاوالدا.

داستان سفر یک روزه و دلنشین یه برادر و دو خواهر.

چقدر این کتابو دوست نداشتم. انقدری که نمیدونم حتی چی باید در توضیحش بنویسم. بنظرم خیلی سطحی و حتی خاله زنکی اومد. دعواهای عروس و خواهر شوهر!!!!! عروسی که از دست خواهرشوهراش حرص میخوره و خواهرایی که حس می کنن برادرشون حیف شده :||||

شاید بشه گفت نگارش داستان همون نگارش روان و همیشگی آنا گاوالدا بود. ولی محتوای داستان؟! واقعا خوب نبود بنظرم..

این سومین کتابی بود که از این نویسنده خوندم و بعید میدونم که حالا حالا ها بخوام دوباره چیزی ازش بخونم..

دسته بندی :
 رمان خارجی

دیدگاه ها [ ۱۱ ]

یه داستان عادی...یه روز معمولی...همین عادی بودنش جذابش میکرد نمیکرد؟من دوسش داشتم از اینا که ادم یه لبخند گوشه لبش میمونه
نمیدونم. شایدم من خیلی ساده از کنارش گذشتم..
معلوم الحال
نه
این که گفتی "چفد دوستش نداشتم" شوکم کرد :) داشتم نفدتو می خوندم. یه آن فکر کردم دوستش داشتی ولی یهو دیدم فعلت منفی شد :))
:-))))))
با توجه به کامنتا فک کنم باید دوستش داشتمش رو بخونم. من دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشدش رو خوندم که به نظرم معمولی بود . خیلی معمولی
توی کتاب دوستش داشتم جمله های قشنگی میشه پیدا کرد. از بقیه اثارش بنظرم بهتره. دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد، بنظر منم معمولی اومد :-)
من چندتا از کاراشو دوست داشتم خیلییییی ولی این یکی واقعا پیش پا افتاده بود، جز یه سری معدود مکالمات واقعا هیچی نداشت برام
اره دقیقا. این یکی خیلی سطحی بود. بیشتر هم از لحاظ موضوع و محتوا. نه سبک نگارش.
مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
:اوم
نخونمش ینی؟
چی بگم والا..
راستش من دوست داشتم کسی انجا منتظرم باشد رو ازش خوندم با توجه به تعریفایی که ازش شنیده بودم و خودم فقط دوتا داستانشو دوست داشتم به این نتیجه رسیدم که یا من واقعا باهاش حال نمیکنم یا خیلی بحث فرهنگ متفاوته که برام جذابش نکرد به خاطر همین دیگه رغبت نمیکنم چیزی ازش بخونم.
منم دیگه بعید میدونم کتابی ازش بخونم..
فرزانه شین
وای منم اصلاااا دوست نداشتم
راستش کلا آنا گاوالدا رو خیلی دوست ندارم
هر چند که دوستش داشتم خیلی بهتر از این بود
من از بین این کتابایی که ازش خوندم دوستش داشتم بنظرم خوب بود. بقیشونو راستش خیلی خوشم نیومد.
هلیکس بانو

طرح جلدش واسخ این اینطوره که تو فرانسه رو سر عروس و داماد برنج میریزن

اونا هم اگر یادت باشه یه تیکه رفتن برنج بگیرن، از اونجا گریز شکل گرفت

به نظر من ترجمه شم خیلی بد بود البته

یه جاهایی اصلا جمله هیچ محتوایی نداشت

ارررهههههه. درست میگی.. راستش تو کتاب اصلا نفهمیدم برنج اون وسط چه کاربردی داره :-))))
الان ک گفتی گرفتم چی شد.مرسی :-)
 ترجمش هم خوب نبود واقعا. 
تازه شروع کردم "دوستش داشتم" رو میخونم. امیدوارم خوب باشه :)
اره. اون کتابو من خوشم اومد. امیدوارم ازش لذت ببری :-)
چیزی که من اصلا نمیتونم درک کنم شکل و طرح جلدشه که واقعا یعنی چی؟! چه ارتباطی با داستان داره؟ :-\
واااای. واااقعااااا :-))))))
معلوم الحال
چقد این کتابو دوست نداشتم :) شوکه شدم 
یعنی تو دوستش داشتی یا خیلی عجیبه که من از یه کتابی خوشم نیاد؟!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی