منو
منو موضوعات ( برای دیدن موضوعات کلیک کنید )
خارجی [ ۲۶۰ ] ایرانی [ ۸۸ ] عاشقانه [ ۴۰ ] داستان کوتاه [ ۲۵ ] بیوگرافی [ ۲۱ ] نمایشنامه [ ۳۱ ] تاریخی [ ۱۹ ] سیاسی [ ۲۸ ] فلسفی [ ۱۱ ] Thriller [ ۱۸ ] مستند [ ۱۱ ] جامعه شناسی [ ۶ ] عقیدتی و عرفانی [ ۶ ] روانشناسی و خودیاری [ ۷ ] زنان و فمینیسم [ ۹ ] طنز [ ۱۱ ] نامه نگاری [ ۶ ] فیلم [ ۱۱۷ ] سایر [ ۱۰ ] پادکست [ ۰ ]

نامه های عاشقانه و منظومه عین القضات

نامه های عاشقانه و منظومه عین القضات
نامه های عاشقانه و منظومه عین القضات

"نامه های عاشقانه و منظومه عین القضات و عشق" اثر عباس معروفی.

شعرها و متن های عاشقانه ی عباس معروفی و همسرش پونه ی ایرانی خطاب به هم.

نوشته هایی سرشار از احساس و شور عاشقانه، کاملا ملموس و واقعی، به دور از تکلف و پیچیدگی. که البته این سادگی و بی ریایی در قسمت های مربوط به پونه ی ایرانی با وضوح بیشتر دیده میشه.

در قسمت دوم کتاب هم از منظومه ی عین القضات همدانی، بخش هایی تضمین شده و درون شعرها به صورت خیلی زیبایی گنجونده شده و به کار رفته.


سادگی و بی ریایی عاشقانه ی کتاب رو خیلی دوست داشتم. خیلی زیبا و پر از احساس بود. اما به شدت در همه ی زمینه ها کلاسیک پسندم و متاسفانه بجز موارد خاص، نمی تونم با شعر نو بدون وزن و قافیه ارتباط برقرار کنم. شعرهایی رو دوست دارم که حداقل وزن و آهنگ خاص خودشون رو داشته باشن.


 گزیده ای از جملات کتاب:

خدا می آید و می گوید:

داری چکار می کنی؟
بهش می خندم و می گویم:
دیدی باز نفهمیدی که ما دو نفریم؟
پونه ایرانی

داشتم با خدا
یک قل دو قل بازی می کردم
تا دیدمت
سنگ ها را ریختم توی دامنش
دویدم به سوی تو

پونه ایرانی

تو لبخند بزن
من نگاهت می کنم
تو حرف بزن
من تو را می نویسم ...
از این همه شعر
سیر که نمی شوم
مست می شوم!
عباس معروفی

            وقتی هستی
            نگاهم تاب نمی آورد
            روحم مثل رنگ
            بر تنت شرّه می کند
            وقتی هستی
            هیچ چیزی کم نیست
            من هم آدم ترم
            عاشق تر
            خدا هم هست آن بیرون
            جای پاش بر برف مانده ست
            چقدر رقصیده بود آن شب!
            عباس معروفی

            پ ن 1:عین القضات همدانی، عارف و متفکر ایرانی ای بوده که به سرنوشت حلاج دچار شده و به اتهام کفر، به دار آویخته شده.
            پ ن 2: بقیه جملات برگزیده رو توی کانال قرار دادم.

            دسته بندی :
             عاشقانه ایرانی نامه نگاری

            دیدگاه ها [ ۳ ]

            من نمی‌دونم چرا یک نویسنده به بزرگی عباس معروفی باید اصرار به شاعر بودن داشته باشه؟ دوست داشتم معروفی برام نویسنده می‌موند... البته این کتاب رو نخوندم ولی جسته گریخته شعرهاشو خوندم.
            کاملا موافقم. منم شعراشو دوست نداشتم. با اینکه محبوب ترین نویسنده ی ایرانی واسه ی منه. فکر میکنم فقط هم همین یه کتاب شعرو داشته باشه. من ترجیح دادم به عنوان نوشته های عاشقانه ی خودش و همسرش بهش نگاه کنم که خواستن ثبت و منتشرشون کنن. ترجیح میدم شاعر ندونمش..
            البته توی وبلاگش هم شعرای خودش رو میذاره ولی من کتاب شعری جز این ازش ندیدم.
            اینا عالی بود 
            با اجازه ت من مطالبت رو دزدیدم :)
            شما صاحب اختیارید قربان :-)
            پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
            مرسی از معرفی
            خواهش می کنم :-)
            ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
            شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
            <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
            تجدید کد امنیتی