منو
منو موضوعات ( برای دیدن موضوعات کلیک کنید )
خارجی [ ۲۱۳ ] ایرانی [ ۷۰ ] رمان [ ۱۹۶ ] عاشقانه [ ۳۵ ] داستان کوتاه [ ۲۲ ] بیوگرافی [ ۱۶ ] نمایشنامه [ ۲۴ ] تاریخی [ ۸ ] سیاسی [ ۲۰ ] فلسفی [ ۸ ] معمایی و کاراگاهی [ ۱۴ ] مستند [ ۸ ] جامعه شناسی [ ۵ ] عقیدتی و عرفانی [ ۵ ] روانشناسی و خودیاری [ ۶ ] زنان و فمینیسم [ ۶ ] طنز [ ۱۰ ] نامه نگاری [ ۵ ] فیلم [ ۸۸ ] سایر [ ۱ ]

گتسبی بزرگ

گتسبی بزرگ
گتسبی بزرگ


 

گتسبی بزرگ اثر اسکات فیتس جرالد.

این کتاب دومین کتاب بزرگ قرن بیستمه. یه عاشقانه ی خاص. داستان از زبان فردی به اسم نیک روایت میشه. که برای مدتی توی یه دهکده ساکن میشه. در همسایگی اون فردی به اسم گتسبی زندگی میکنه. و البته نیک توی اون دهکده اقوام دوری داره. زن و شوهری به نام های دیزی و تام. نیک متوجه میشه که تام توی نیویورک معشوقه ای داره و البته در سال های خیلی دور دیزی و گتسبی به هم علاقمند بودن. نیک هم واسطه ی ارتباط مجدد اون ها میشه.

از پنج سال پیش این کتابو بیش از پنج بار خوندم! انقدری که جملاتش رو از حفظم. البته همیشه زبان اصلی. این اولین باری بود که ترجمشو میخوندم. ولی خب بنظرم لذت خوندن یه کتاب به زبانی که نوشته شده با خوندن ترجمش اصلا قابل قیاس نیست. عاشقانه ی زیباییه و البته با پایان متفاوت و غیرقابل حدس. بنظرم واقعا زیباست و ارزش خوندن داره.

 

جملاتی از کتاب:

  • هر وقت دلت خواست عیب کسی رو بگیری، یادت باشه که تو این دنیا، همه ی مردم مزایای تورو نداشتن.
  • یک ساعت از عمرش میگذشت و تام هم خداعالمه کجا بود. به هوش که اومدم خودم رو کاملا بی کس حس میکردم. بلافاصله از پرستار پرسیدم که پسره یا دختر. وقتی بهم گفت دختره، سرم رو برگردوندم و زدم زیر گریه. گفتم خیلی خب. خوشحالم که دختره. امیدوارم که خل باشه. واسه اینکه بهترین چیزی که یه دختر تو این دنیا میتونه باشه همینه، یه خل خوشگل!

 

پ ن موقت: جملات رو تا فردا تکمیل میکنم :-)

دسته بندی :
 رمان خارجی

دیدگاه ها [ ۸ ]

وااای ترجمش واقعا افتضاحه:/ من اخرشو مجبور شدم دوبار بخونم تا بفهمم که کی مرده کی زندست:/ولی چیزی از ارزش داستان کم نمیکنه مخصوصا غیرقابل پیش بینی بودنش برخلاف بیشتر ادبیات کلاسیکا که اخر والت دیزنیایی دارن همه به خوبیو خوشی کنار هم زندگی میکنن.
خب من چون قبلا اصلشو خونده بودم،قضیه رو میدونستم ;-)
حامد درخشانی
چراااااااااااااااااااا!!!؟؟؟
من با ناطور دشت زندگی کردم...
کاراکتر اصلیش خیلی خوبه!
کاراکتر یه پسر پرروی اون سنی برام غیرقابل تحمل بود :-)))) ولی خیلی واقعی ذهنیات به پسر اون سنی رو گفته بود!
حامد درخشانی
بعد از ناطور دشت این کتاب دومین رمان مورد علاقه منه!
فوق العاده ست...
:)
راستش من هیچ وقت نتونستم با ناطور دشت ارتباط برقرار کنم :-(
پس سعی میکنم زبان اصلی بخونم... شاید شروعی شد واسه دوباره زبان کار کردنم :)
البته اصلش یه کوچولو سنگینه متنش. اگه بتونی بخونی عالیه.
منم از بس عاشقانه های مزخرف چند سال پیش خوندم دیگه اصلا طرف عاشقانه ها نمیرم... ولی اینجور که گفتی گویا این یکی متفاوته :)
البته خیلی ترجمش قوی نیست.
منم ترجمه اش رو خوندم که به نظرم خیلی ضعیف بود و حق مطلب رو ادا نکرده بود. تو فکرم حتما اصلش رو هم بخونم ! 
منم همین فکرو میکنم. ترجمه قوی نبود
این کتاب عالیه.
عاشقانه نمی‌خوندم تا وقتی این اثر رو تجربه کردم.
عاشقانه داریم تا عاشقانه! یه مدلش عاشقانه های سبک و بی محتوای ایرانیه. یه مدلش امثال گتسبی بزرگ و شب های روشن داستایفسکی! خیلیییی فرقشه
الان صفحه ۶۵ کتاب گتسبی بزرگم :) 

چه جالب :-))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی